تبليغاتX
.

اگر قرار بود كه قطعاً نيايم تا حالا اعلام كرده بودم

 

به گزارش خبرنگار نوانديش ، سيد محمد خاتمي رييس جمهور سابق كشورمان در حاشيه برگزاري مراسم افطاري موزه قرآن در پاسخ به سوال يكي از حاضرين در خصوص اينكه چرا تا كنون تصميم قطعي براي حضور در انتخابات نگرفته است گفت: اگر قرار بود كه نيايم تا حالا اعلام كرده بودم و فعلا بايد صبر كنيد.

خاتمي در پاسخ به سوال يكي ديگر از حاضرين در مورد اينكه چه زماني قرار است نظر خود را در ارتباط با  كانديداتوري اعلام كنيد اظهار داشت: با اين سوالات شب خوب ما را خراب نكنيد به وقتش اعلام مي كنم.

در اين مراسم افطاري  كه  قشرهاي مختلف فرهنگي و هنري حضور داشتند اكثريت حاضرين با مراجعه به خاتمي او را براي  حضور در انتخابات تشويق مي كردند و خواستار كانديداتوري مجدد او در انتخابات رياست جمهوري بودند و خطاب به خاتمب مي گفتند در صورت كانديداتوري مردم حتما از شما حمايت خواهند كرد.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 1:55 |

 
آیت اله طاهری: حضور خاتمی در انتخابات آتی ریاست جمهوری یک ضرورت ملی و اصلی اساسی است .

 

 آرمین: هيچ کس به اندازه خاتمي شانس موفقيت در انتخابات را ندارد
انتخابات پيش رو براي نيروهاي اصلاح طلب که اهداف خود را مسالمت آميز و قانوني دنبال مي‌‏کنند فرصت است و نيروهايي که دل در گرو عزت و سربلندي اين کشور دارند بايد به اين ديد به اين انتخابات نگاه کنند و اصلاح طلبان بايد اين انتخابات را فرصت مغتنمي براي نجات کشور بدانند و با عزم پيروزي وارد شوند البته شرايط سخت و دشوار است ولي براي انسان‌‏هاي بزرگ هيچ بن بستي وجود ندارد چون بر اين باورند که يا راهي خواهند يافت و يا راهي خواهند ساخت.

...

تاج زاده: اصلاحات گوشت قرباني نيست که بخواهيم سهميه بندي کنيم
غير از خاتمي، امکان اجماع بر فرد ديگري،سخت است، مگر اينکه گروه‌‏ها بپذيرند از محبوب‌‏ترين نامزد حمايت کنند که تصور مي‌‏شود، برخي نپذيرند...

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 2:6 |
شریعتمداری مقایسه کرد : واکنش ها به گرانی ها در دولت خاتمی و احمدی نژاد

نواندیش: وزیر بازرگانی دولت اصلاحات پیشنهاد داد برای مشخص شدن صحت و سقم آمارهایی که رییس جمهور در هفته دولت به عنوان دستاوردهای دولت نهم ارایه کرده ، پایه‌های آماری مربوط به این موارد اعلام شود.

به گزارش باران ، محمد شریعتمداری در ارزیابی نسبت به آماری که رییس جمهور در دیدار اخیر هیات دولت با مقام معظم رهبری به مناسبت هفته دولت به عنوان دستاوردهای دولت نهم  ارایه کرد ، با یادآوری این‌که در حال حاضر به آمار و اطلاعات روز دسترسی نداریم  و برای اظهار نظر درباره گزارش دستاورهای  دولت نهم باید به این آمار و اطلاعات دسترسی داشت، یادآور شد  : بنابر این نمی توان نسبت به آنچه که گفته شد، اظهار نظر دقیقی ارایه داد.زیرا ممکن است اظهارات ما نیز از سوی صاحبنظران مورد نقد قرار گیرد و نتوان به آن اطمیان کرد.

وی ادامه داد :به عنوان مثال ممکن است برای صادرات غیر نفتی گفته شود میزان صادرات ما در این بخش به 40 میلیارد دلار رسیده است ، از آنجاکه ملاک برای تشخیص این عدد میزان ارز وارد شده به حساب‌های بانک مرکزی نیست بلکه میزان پایه صادراتی که در کمیسیون نرخ گذاری انجام می‌شود وبر  پایه آن جایزه صادراتی پرداخت می کنند ملاک است، طبیعتا این‌که با افزایش همان پایه‌های صادراتی میزان صادرات غیر نفتی  تعیین شده یا همان نرخ ‌های دوره ما مدنظر است را اطلاعی در خصوصش نداریم.

وی با تصریح بر این‌که اظهار نظر در مورد آمار و اطلاعات کار آسانی نیست،‌گفت: بنابراین بدون دسترسی به آمار و اطلاعات واقعی نمی‌توان درباره صحت و سقم گزارش رییس جمهور اظهار نظر کرد.

شریعتمداری ادامه داد: می توان در دعواهای سیاسی گفت تمام آمار و اطلاعات ارایه شده از سوی رییس جمهور در گزارش دستاوردهای دولت نهم  غلط است و یا با یک دید خوش بینانه آن را درست تصور کرد ، اما زمانی می‌توانیم اظهار نظر کارشناسی دقیق داشته باشیم که آنالیز قیمت‌گذاری و پایه‌های آماری را در اختیار داشته باشیم.

وی اضافه کرد : به عنوان مثال 15 هزار مگاوات برق در دولت نهم به شبکه اضافه شده ما به دلیلی خاموشی‌های اخیر می توانیم این آمار راباور نکنیم ، اما تا زمانی‌که از نزدیک در جریان مور نباشیم نمی‌توانیم اظهارنظر قطعی کنیم.

 وزیر بازرگانی دولت اصلاحات در ادامه با تاکید بر این‌که از وضع عمومی بازار باید در باره عملکرد دولت در حوزه بازرگانی داخلی اظهار نظر کرد، آنچه در بازار حاکم است را برای ارزیابی روشن در این حوزه  کافی دانست و ‌اظهارداشت: در دوره  ما یک بار قیمت میوه گران شد صدای آن به عرش رسید ،‌اما دراین دوره قیمت ها از نمک گرفته تا کبریت و...گران شده اما خیلی مثل آن موقع که ما هر روز برای پاسخگویی به مجلس می‌رفتیم صدایی بلند نشد.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 1:40 |
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 21:47 |
خاتمی: جبهه اصلاحات حالت تهاجمي به خود بگيرد

 رئيس جمهور سابق کشورمان گفت: اگر بخواهم در انتخابات آينده حضور يابم، به خواستي که فکر مي‌‏کنم در اقشار مختلف مردم است، جواب مي‌‏دهم و اگر بنا باشد، نيايم به وضوح و شفاف دلايل را به مردم خواهم گفت.

به گزارش موسسه باران ، سيد محمد خاتمي در جمع نخبگان و فعالان سياسي، اجتماعي ،استادان ،ايثارگران و جانبازان استان خوزستان گفت: شما نمايندگي مردم استاني را داريد که در طول تاريخ، به خصوص در دوران جنگ مظهر مقاومت رشادت و حماسه‌‏ها و سخت‌‏کوشي و ابتکار بوده‌‏اند.

سيد محمد خاتمي سوء استفاده ازموقعيت‌‏ها، مصادره کردن سرمايه‌‏هاي انقلاب به نفع مطامع و ديدگاه‌‏ها و سليقه‌‏هاي خاص را کار خطايي دانست و افزود: معتقدم اصلاحات جريان مظلومي بوده است و اين جريان هم اسلاميت‌‏اش و هم پايبندي‌‏اش به معيارهاي انقلاب ومايه‌‏گذاري‌‏اش براي اسلام و ايران و انقلاب بيشتر از بسياري ازمدعيان بوده است و به ناحق جريان اصلا ح‌‏طلبي متهم مي‌‏شود به اينکه با جبهه و جنگ و ارزش‌‏ها سازگار نبوده است.

رئيس بنياد باران تصريح کرد: جبهه اصلاحات بايد از حالت تدافعي بيرون بيايد وحالت تهاجمي به خود بگيرد.

خاتمي با اشاره به لزوم مبارزه با استکبار و مقاومت در برابر آن گفت: طرح شعارهاي تند و تيز بهانه به دشمن مي‌‏دهد تا به كشور و نظام لطمه بزند.

وي با نقل عملکرد با عزت دوران اصلاحات گفت:مگر رهبران آمريكا ناچار نشدند كه به 50 سال خطاها وسياست‌‏هاي نادرست سردمداران خود در ايران اعتراف کنند و از ملت ايران عذرخواهي نمايند؟ مبارزه با استکبار، بالا بردن هزينه‌‏هاي اداره کشور نيست ؛ بلکه مستقل بودن و تلاش براي پيشرفت، افزايش توليد و ارتقاء وضعيت اقتصادي و بالابردن حرمت و حيثيت كشور و مردم در جهان با حفظ اصول بهترين راه مبارزه با استکبار است.

رئيس موسسه بين‌‏المللي گفت‌‏وگوي تمدن‌‏ها گفت: شعار ما عدالت است و دفاع از آزادي و حق انتقاد و دفاع از آزادي مردم عين عدالت است، همچنان‌‏ كه همواره بر عدالت اقتصادي نيز تاكيد كرده‌‏ايم.
سيد محمد خاتمي افزود: بايد براي پيشرفت، استقلال، آزادي و عدالت در کشور جهت‌‏گيري‌‏ها، مشخص شود و اگر براي آينده مي‌‏خواهيم صحبت کنيم، بايد اين جهت‌‏گيري‌‏ها مجددا احيا شود.

خاتمي با اشاره به آماري که اين روزها داده مي‌‏شود، گفت: متاسفانه بايد گفت آماري که داده مي‌‏شود و در آن گذشتگان را تخريب مي‌‏کنند، نادرست است. مهمترين محورهاي اصول گرايي، راستگويي به مردم و درست صحبت کردن با مردم است.

خاتمي در اين زمينه به سال‌‏هاي خشکسالي در دوران اصلاحات و حتي پيش از از آن اشاره کرد و افزود :آن سال‌‏ها هم خشکسالي‌‏هاي وحشتناکي داشته‌‏ايم ولي همه امور را برنامه‌‏ريزي مي‌‏کرديم و کارهاي ارزشمند بسياري صورت گرفت تا به خود کفايي گندم رسيديم.

سيد محمد خاتمي درباره منشا حاکميت مردم در اين نظام گفت: به لطف انقلاب و برکت قانون اساسي و همت و شجاعت امام )ره( حاکميت به مردم واگذار شده است و ما افتخار مي‌‏کنيم نظام اسلامي ما نظام مردمي است و ما افتخار مي‌‏کنيم و كسي نمي‌‏تواند ما را از حاكميت بيرون راند؛ هر چند معتقديم كه بايد ازحكومت انتقاد كرد.

 

رئيس‌‏جمهور سابق کشورمان در ادامه با اشاره به ضرورت حضور اصلاح طلبان در انتخابات، تاکيد کرد:حاکميت و نظام از آن خود مردم است و بايد سعي کنيم در اختيار يک حزب و گروه و سليقه قرار نگيرد.

 

خاتمي گفت: بنده با تمام احترامي که به همه گروه‌‏ها و تشکل‌‏ها قائلم وافتخارم اين است که در زمينه ايجاد و رشد و گسترش گروه‌‏هاي سياسي مختلف دردوره اصلاحات تلاش کرده‌‏ام، هيچ حاضر نيستم تلقي شود که نماينده يک گروه و جريان و تشکل هستم.

رئيس جمهور سابق کشورمان گفت: اگر بخواهم در انتخابات آينده حضور يابم، به خواستي که فکر مي‌‏کنم در اقشار مختلف مردم است، جواب مي‌‏دهم و اگر بنا باشد، نيايم به وضوح و شفاف دلايل را به مردم خواهم گفت.

خاتمي افزود: تا حدود زيادي تصميم من مشخص است ولي اعلام تصميم رابه وقت مناسب وا مي‌‏گذارم.

رئيس جمهور سابق کشورمان با اشاره به انتخابات سال آينده گفت: به جاي آنکه بگوييم چه کسي بيايد يا نيايد، بگوييم آنکه مي‌‏آيد چه کارهايي را و چگونه بايد انجام دهد.

پيش از سخنان خاتمي در اين ديدار؛ نمايندگان اقشار مختلف مردم خوزستان که از تشکل‌‏ها و سازمان‌‏هاي متعدد اين استان گردآمده بودند، ديدگاه‌‏هاي خود را درباره اوضاع استان و کشور بيان داشتند.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 15:48 |
در پنجشنبه شب گذشته ۲۲/۶/۸۷ ضيافت افطاري به دعوت حزب اعتماد ملي استان بوشهر و با حضور چهره هاي برجسته اصلاح طلبان استان در محل تالار پذيرايي رفاه بوشهر ترتيب داده شد.

در اين ضيافت افطاري جمعي از فرمانداران دولت محبوب خاتمي در استان .روزنامه نگاران و مديران مسئول هفته نامه ها و نويسندگان و خبرنگاران ونمايندگان احزاب و گروههاي دوم خردادي وطيف هاي مختلف اصلاحات استان حضور داشتند .

پس از صرف افطاري مسئول ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان پيرامون نقش و جايگاه امام علي در زمانه خويش در خصوص حكومت و حكومت گران بر مردم مطالي بيان داشت و در اين رابطه سخناني از نهج البلاغه در همين موارد بيان كرد.

مسعود شكوهي در خصوص مسايل جاري كشور نيز مطلبي بيان كرد .وي گفت : امروز وضعيت كشور طوري شده كه هر آدم منصفي مي تواند قضاوت كند كه اوضاع و احوال كشور در خصوص گراني و تورم چگونه است. وي گفت: عدم پايبندي دولتمردان نهم به شعارهي اقتصادي و معيشتي خودشان كه همواره به ان دم مي زدند و تورم و گراني افسار گريخته و حراج صندوق ذخيره همگي نشان از هنر دولت نهم است.

مسئول ستاد ائتلاف دوم خرداد استان همچنين گفت :از انسان هاي منصف تقاضا داريم بيايند بنشينند و يك مقايسه جامع اي از عملكرد دولت اصلاحات و دولت نهم در باب وضعيت اقتصادي و معيشت مردم و در نظر گرفتن فرصت هاي طلايي براي هر دولت و فروش نفت ۷ دلار و ۱۳۰ دلار قضاوت نمايند .

شكوهي همچنين افزود: چطور شده كه امروز اقايان مردم را به صبر و صبوري در برابر مشكلات هدايت مي نمايند ولي در زمان اصلاحات مردم را در برابر هر موجي كه خودشان آفريننده اش بودند تحريك مي كردند و متاسفانه امروز مي بينيم كه آقايان نتوانسته اند  مايحتاج عمومي مردم را هم تامين نمايند.

مسئول ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان بوشهر در پايان از دوستان و مريدان دوم خرداد خواست كه وحدت و همدلي بيشتر در خصوص انتخابات رياست جمهوري همراهي و همگامي خويش را براي حضوري پررنگ در اين عرصه ملي چون دوم خرداد ۷۶ دوشادوش هم براي پيروزي اصلاحات و انديشه بزرگ اصلاح طلبي گام برداريم و اينشاءا...با يك اجماع عمومي طوري برنامه ريزي كنيم كه جاي هيچگونه سوء استفاده طرف مقابل نشودو در اين برهه از اظهار و نظرهاي كه باعث تشتت و تفرقه مي شود هم اجتناب نماييم.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 16:51 |
نامه سرگشاده برای سيدمحمد خاتمی
ابراهيم رها

سلام. گفته بودی «استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم» لطفاً در این دوره بیا، توی این بی‌برقی‌ها به درد می‌خوری!

می‌دانم سیدجان که می‌دانی در علم سیاست چندجور آدم داریم: یک عده آدم با حال! یک گروه آدم ضدحال، یک عده آدم خوشحال و گروهی آدم بی‌حال! حالا و در این روزها تمام این چهار گروه سیاسی راجع به آمدن یا نیامدن تو برای انتخاب ریاست‌جمهوری اظهار نظر کرده بودند. مانده بود من، که من هم طی این نامه اعلام، اعلان و سایر اقلام مشابه می‌کنم که در شرایط فعلی «خاتمی از نون شب واجب‌تره».

راستش سید جان. سیدمحمدجان. سیدمحمد خاتمی ‌جان! نمی‌خواستم میون این همه نامه به‌هم‌پیوسته، من هم نامه‌ای بنویسم، اما نشد! یعنی بقیه نگذاشتند. در آن چهار گروهی که نام بردم، اول از همه گروه‌های سیاسی خوشحال موضع‌گیری کردند. گفتند تو از بیخ! ردصلاحیت خواهی شد. گفتند در ایتالیا دست یک خانم را جیز کرده‌ای و خیلی سفر خارج می‌روی و مدام چشمت به نامحرم می‌افتد و فی‌الحال واجب است از تهِ ته، ردصلاحیتت کنند. خب بندگان خدا حق دارند. این روزها خوشحالند هم از وضعیت اقتصادی مملکت که فراوانی و ارزانی و ثبات دارد فرو می‌رود... فرو می‌رود... شما تصور کن فرو می‌رود توی چشم ما! هم از وضعیت فرهنگی (حوصله حرف تکراری ندارم، اگر نه برای این قلم یک کتاب می‌نوشتم) هم از وضعیت دیپلماسی خارجی ما، هم... خوشحالند دیگر. گفتند نیا که چهار سال دیگر برای خودشان لزگی برقصند!

بعد از آنها گروه ضدحال سریعاً اعلام موضع کردند که نیا. اینها دقیقاً مخالف گروه قبلی‌اند، اما معتقدند تو نه شجاعت داری نه شهامت. این دوستان قشنگ ما از آنها هستند که از شدت شهامت سوپرانقلابی‌اند، اما من با این سواد کمم نمی‌دانم چرا می‌خواهند وسط صندوق رأی انقلاب کنند. بد نیست کتاب «تفاوت‌های صندوق با اسلحه» نوشته خود من (به زودی خواهم نوشت) را بخوانند. اینها گفتند که چون تو در علم سیاست به فنون زیر زانو، کله و کف‌گرگی اهتمام نمی‌ورزی و اساساً یک رئیس‌جمهور باید فی‌الذاته بروس‌لی باشد، پس تو نیایی بهتر است. من تصور می‌کنم کاندیدای مورد نظر این دوستان جکی‌چان باشد یا کسی با کارکردی مشابه!

بعد از آنها هم تعدادی آدم از گروه باحال، یعنی اهالی فرهنگ و هنر و قلم، در جمع‌های خودمانی و به صورت سیستم دورهمی بین خودشان صحبت کردند که تو بیایی بهتر است و خلاصه حرفشان این بود که با خاتمی بیشتر خوش می‌گذره. اما خب داستان از این فراتر نرفت.
 
ماندند گروه بی‌حال که دور و اطرافیان خودت هستند و عناصر موسوم به اصلاح‌طلب. رفتار سیاسی این دوستان هم در این حد است که تسبیح دست گرفته‌اند و با رد کردن دانه‌ها زیر لب می‌گویند «میاد، نمیاد...!» و منتظرند ببینند چه می‌شود! زهی پشتکار، به‌به از این همه فعالیت. به قول اهالی علوم پلوتیک، ایول!

خاتمی جان، شنیده‌ام تو هم نمی‌خواهی بیایی. دستت درد نکند. «دمت گرم و سرت خوش باد» نگران ما هم نباش. ما داریم کرال سینه می‌رویم وسط کویر لوت! خوش می‌گذرد جات خالی! ما داریم از شدت شعف به اشعار حماسی «قر تو کمرم فراوونه، نمی‌دونم کجا بریزم» پناه می‌بریم. دیگر چه جای نگرانی.

سیدجان، خودمانی باشیم، چه کاریه؟! تا حالا یک میرحسین داشتیم یکی دیگر هم روش. تو هم نیا. اون نقاشی می‌کنه تو خطاطی کن! با هم گالری بزنین، نمایشگاه راه بیندازین. من قول می‌دم بیام تماشا، اما کاش این روزا حال و روز ما رو هم تماشا کنی سید.

ما قول می‌دهیم تا آن روز با تورم سی‌درصدی در آبگوشت‌هایمان از پیچ‌گوشتی استفاده کنیم و دم نزنیم. قول می‌دهیم باور کنیم مطابق اصول باید درِ سینماها را گل گرفت. قول می‌دهیم در مواجهه با دنیای خارج از روی نقشه جغرافی اول اسم هر کشور یک «مرگ بر» بگذاریم و خلاص!

تو حق داری که نیایی. تو که تنها سرمایه‌ات آبروی توست. تو حق داری نیایی وقتی این ویت‌کنگ‌های کافه‌نشین شهامتت را سیر و نیم‌سیر می‌کنند. وقتی توپخانه بعضی روزنامه‌ها یا چه می‌دانم روزنامه‌های توپخانه‌ای دینت را نشانه می‌روند و به اتهام بی‌دینی تقاضای ردصلاحیتت را می‌کنند. وقتی دوستانت کاسه چه کنم به دست می‌گیرند، حق داری که نیایی. همه حق دارند؛ از انقلابیونِ پشت میز تا تقاضادهندگان ردصلاحیت... فقط ما حق نداریم سید! ما کماکان وسط کویر کرال سینه می‌رویم با صورتی خاک‌آلود، دست‌هایی زخمی و چشم‌هایی که... چشم‌هایی که وسط طنز نوشتن گریه‌شان گرفته سید! آخ نمی‌دانی این شنا در کویر چه حالی می‌دهد، آن‌قدر که آدم می‌تواند آن شناگر استکبار جهانی را که هشت طلا گرفت بگذارد توی جیبش!
 
خاتمی، خاتمی عزیز! گفتم کویر، یاد دکتر شریعتی افتادم آنجا که به زینب(س) می‌گوید: «نگو که بر شما چه گذشت/ نگو که در آن صحرای سرخ چه دیدی/ نگو که جنایت آنجا تا به کجا رسید/... زینب با ما سخن بگو!» حالا آخر این نامه می‌خواهم بگویم که نگو در آن هشت ساله چه کشیدی، نگو حالا هم آنها که باید بنوازند سیلی می‌زنند، نگو... سید! با ما سخن بگو!

هر بار که از تو طنز نوشته‌ام شده ذکر مصیبت! گند می‌زنی به طنز آدم! اَه!!

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 2:19 |

****ستاد باز باران را اندازی شد****

به نام خالق باران

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند             چنان نماند چنین نیز هم نخواهد بود

ستاد باز باران جمعی از جوانان اصلاح طلب می باشیم که به دنبال راهکارهایی برای حضور مجدد آقای خاتمی ، رییس جمهور محبوب پیشین ، در انتخابات ریاست جمهوری دهم هستیم.چرا که خاتمی را تنها گزینه ای می دانیم که در کارزار انتخاباتی سال آینده امکان رای آوری بالا در مقابل رقبا را دارا می باشد.و خاتمی را کسی می دانیم که می تواند اوضاع فعلی کشور را سامان بخشد.

به همین منظور این ستاد در نظر دارد تمامی افرادی را که خواهان حضور مجدد آقای خاتمی می باشند به دور هم جمع کند و با ارئه ی نظر های گوناگون و با شیوه های گوناگون آقای خاتمی را ترغیب کنیم که در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شوند تا شاید خونی تازه در رگ های جامعه جاری شود.

 

به باز باران بپیوندید

http://bazbarann.blogfa.com

دوستان گرامی برای تحقق ایجاد اتحاد میان وبلاگ ها هواداران خاتمی این وبلاگ به وبلاگ باز باران پیوست شما نیز به ما بپیوندید و در وبلاگ باز باران فرم عضویت را تکمیل نمایید

پاینده خاتمی پاینده ایران

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 23:34 |

خاتمي: تفکري که نسبتي با امام ندارد براي ميدان‌‏دار شدن تلاش مي‌‏كند

رئيس دولت اصلاحات گفت: سالهاست تفکري که هيچ نسبتي با انديشه امام و آيت الله طالقاني و جهت گيري‌‏هاي ايشان ندارد، مي‌‏خواهد خودش را متصدي و متولي انقلاب و تنها سخنگوي ارزش‌‏هاي انقلاب معرفي کند.

سيد محمد خاتمي در گفت‌‏وگوي اختصاصي با خبرنگار "ايلنا"، با اشاره به ويژگي‌‏هاي شخصيتي آيت‌‏ الله طالقاني گفت: آيت الله طالقاني از سرمايه‌‏هاي بزرگي است که در يک و نيم قرن گذشته جايگاه و پايگاه بسيار بالايي هم در تفکر ديني و هم در حرکت‌‏هاي اجتماعي جامعه ما داشته است.
وي افزود: آيت الله طالقاني جايگاه ممتازي را در جامعه و تاريخ ما دارد.
خاتمي با کم نظير دانستن شخصيت آيت الله طالقاني اظهار داشت: آيت الله طالقاني يک عالم ديني، زاهد، متقي و روشن فکري بود که دغدغه دين داشتن او عين دغدغه‌‏اش نسبت به سرنوشت مردم بود.
وي تصريح کرد: در انديشه آيت الله طالقاني حق حاکميت مردم به سرنوشت خويش و اينکه اسلام به گونه‌‏اي است که اگر حاکم شود،مردم داراي رشد فکري و برخوردار از مزاياي زندگي مي‌‏شوند،‌‏ نمود بارزي داشت.
رئيس‌‏جمهور پيشين کشورمان در ادامه تاکيد کرد: آيت الله طالقاني يکي از سردمداران و سرآمدان روشنفکري ديني بود که در عين پايبندي به معيارهاي ديني به عنوان يک عالم دين، دغدغه‌‏هاي يک روشنفکر را نسبت به سرنوشت، حقوق و آزادي انسان داشت.
وي افزود: ايشان ايران را آباد،‌ آزاد و سربلند مي‌‏خواست.

وي به رابطه حضرت امام(ره) و آيت الله طالقاني اشاره کرد و گفت: عنايتي که حضرت امام(ره) نسبت به ايشان داشتند هم به عنوان اولين امام جمعه اي که منصوب کردند و نيز اطلاعيه‌‏اي که بعد از رحلت ايشان صادر کردند نشانه‌‏اي از توجه امام به شخصيت بي‌‏بديل و بي‌‏نظير آيت الله طالقاني بود.
رئيس دولت اصلاحات تصريح کرد: متاسفم که سال‌‏هاست تفکر و روشي که هيچ نسبتي با تفکر امام و تفکر آيت الله طالقاني و جهت گيري‌‏هاي ايشان ندارد مي‌‏خواهد خودش را به عنوان متصدي و متولي انقلاب و تنها سخنگوي ارزش‌‏هاي انقلاب معرفي کند.
وي افزود: در حالي‌‏که همه مي‌‏دانند آن تفکر قبل ازانقلاب هم با امام درمعارضه بود و بعد از انقلاب هم مورد توجه امام نبود و امروز نيز براي ميدان دار شدن تلاش مي‌‏كند.
خاتمي با اشاره به احياء مساله شوراها در دولت اصلاحات، اظهار داشت: همانگونه كه همه مي‌‏دانيم اهتمام به امر شوراها از ويژگي‌‏هاي تفكر و موضع‌‏گيري‌‏هاي آيت الله طالقاني بود و اين فكر مبتني بر اين اصل است كه كار مردم بدست خود مردم بايد باشد و خوشبختانه اصل شوراها از اصول مترقي قانون اساسي ماست و خدا را سپاسگزارم كه پس از دو دهه در دوران دولت پيشين اين اصل مهم ومعطل مانده پياده شد و امروز همه شاهد نتايج و بركات آن هستيم.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 2:33 |
مشکلات آموزش و پرورش و آشفتگی مجلس هشتم

طرح استیضاح علی احمدی وزیر آموزش و پرورش دولت نهم با امضای 82 نماینده مجلس ، چند روزی فضای سیاسی کشور و جو آموزش و پرورش و فرهنگیان را تحت الشعاع خود قرار داده و تا حدودی می توان گفت که فضای بی تفاوتی و یاس موجود در میان معلمان را کاهش داد . اقدام نمایندگان مجلس ، از این حیث برای جامعه فرهنگی کشور دلگرم کننده نبود که علی احمدی می رود و فردی توانمندتر از وی سکان هدایت این وزارتخانه را بر عهده می گیرد  بلکه از این جهت می توانست آرامبخش اعصاب معلمان باشد که جریان استیضاح ، چند روزی بحث آموزش و پرورش را در کانون توجه رسانه ها و دولت قرار داده شاید ازاین طریق فرجی برای حل مشکلات انبوه این وزارتخانه بی در و پیکر حاصل آید . به همان میزان که وصول استیضاح علی احمدی با امضاء بی سابقه 82  نماینده ، معلمان را به حساسیت مجلس هشتم در پیگیری امور آنان امیدوار ساخته بود ، انصراف نمایندگان و پس گرفتن امضای خود از بحث استیضاح موجب دلسردی و انفعال مضاعف فرهنگیان شده و آنان را بیش از پیش به مجلس هشتم و بی اساس بودن تصمیمیات نمایندگان آن بدبین می سازد . واقعیت آن است که طرح 5 بندی استیضاح نمایندگان ، به حدی غیرکارشناسی و سبک بود که هر آدمیزادی در نگاه اول می توانست شائبه سیاسی بودن این طرح را برای گروکشی نمایندگان و گرفتن امتیازات سطحی از وزیر آموزش و پرورش درک کند . بحث غیر آموزش و پرورشی بودن علی احمدی و ناتوانی وی در درک مشکلات این وزارتخانه به عنوان بند اول استیضاح در حالی مطرح می گردد که ایشان تنها 7 ماه است که با رای همین نمایندگان ، صدارت دستگاه تعلیم و تربیت کشور را بر عهده گرفته است . بی توجهی به مشکلات مالی و پرداخت نشدن هزینه هایی مانند سرانه مدارس و پاداش بازنشستگان و ..... که در بند دیگر استیضاح مطرح شده ، ریشه در مشکل مزمنی دارد که به عنوان پاشنه آشیل آموزش و پرورش همواره مورد فغان همه معلمان کشور بوده و نمایندگان در ایام انتخابات  با قول تامین و حل این معضل ، رای فرهنگیان را برای نشستن بر صندلی مخملی مجلس اخذ کرده اند  اما همین نمایندگان در هنگام تصویب لایحه بودجه کشور و به هنگام طرح بودجه آموزش و پرورش خود را به کوچه علی چپ زده تا امروز قاطبه فرهنگیان شاهد کسری بودجه 6700 میلیاردی این وزارتخانه باشند .  شاه بیت طرح استیضاح آنجاست که نمایندگان مجلس ، علی احمدی را متهم به بی توجهی به قانون برنامه چهارم توسعه و 11 بند از 14 بند ! ماده 52 همین قانون خصوصا بند واو آن نموده اند . هر چند استیضاح کنندگان خواسته اند که با طرح این بند به اقدام خود صبغه ای قانونی و نظارتی داده و خود را از برخورد سیاسی با آموزش و پرورش مبرا سازند اما بی اطلاعی و شتاب زدگی آنان سبب شده که دسته گل بزرگی را آب داده و دست خود را در زمینه عدم شناخت قوانین مهم کشور رو نمایند .  بندهای ماده 52 قانون برنامه چهارم توسعه 16 بند است و 14 بند نیست ودر ثانی تاکید بر اجرای بند واو که دولت را ملزم به افزایش انگیزه شغلی و تامین جایگاه و منزلت حرفه ای معلمان می نماید نیازمند دست کم یک برنامه ریزی 5 ساله است و هیچ آدم عاقلی اجرای آن را در طول 7 ماه از وزیر یک مملکت مطالبه نمی کند . به نظر می رسد که بودن یا نبودن علی احمدی به عنوان وزیر آموزش و پرورش برای معلمان کشور تفاوتی نخواهد داشت و با وضعیت این دولت و رویکرد آن ، علی احمدی هم برود فردی شبیه او برصدارت این وزارتخانه خواهد نشست و از آمدنش نیز سودی نصیب آموزش وپرورش نخواهد شد . آنچه که برای معلمان مایه تاسف و ناراحتی است ژست دلسوزی نمایندگان مجلس هشتم  برای جامعه فرهنگی کشور است که به بهانه آن اقدام به استیضاح وزیر آموزش و پرورش می نمایند اما پشت پرده بر سر همه مطالبات معلمان ، حیثیت و شرافت خود را معامله نموده و دل های آنان را بیش از پیش آزرده می سازند .  

منبع : گذرگاه (اردشير محمدي )

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 1:50 |

نماينده مردم شادگان در مجلس از پاسخ وزير بهداشت قانع شد.

ـ برو، برو دكتر شانس آوردي اين بار قانع شدم.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 2:28 |
سئوال کارگزاران از کفن پوشان

روزنامه کارگزاران در مطلبی به قلم محمدرضا یزدان پناه را به چاپ رساند که حاوی یک سئوال مهم از کفن پوشان است.

 متن این یادداشت بدین شرح است:

هر چقدر كه حافظه تاریخی‌مان ضعیف باشد، فراموش كردن برخی مسائل را توجیه نمی‌كند؛ مسائلی كه اساسا فراموشی شدنی نیستند. ماجرای «كفن‌پوشان» از این جمله است. جماعتی كه تا همین چند وقت پیش (مثلا سه سال) لحظه‌شماری آن را می‌كردند كه كتابی منتشر شود، روزنامه‌ای چیزكی بنویسد، شخصی چیزی بگوید، مجلس و دولتی مصوبه‌ای داشته باشد یا اصولا هر فعلی رخ بدهد كه با «ارزش»های آن روزشان نخواند؛ آنگاه بود كه خاموش كردن آتش خشم‌شان، آبی می‌طلبید كه در هیچ دریایی یافت نمی‌شد و پارچه‌هایی كه برای دوخت كفن‌های‌شان مصرف می‌شد، در هیچ بزازی نبود. از ایام برپایی تظاهرات خودجوش آن جماعت كه با حضور خودجوش و همیشگی خبرنگاران دوربین به دست رسانه ملی همراه بود، چندان نمی‌گذرد. روزهایی كه اگر یك ناظر بیرونی درباره آن قضاوت می‌كرد، چه‌بسا به این نتیجه می‌رسید كه در ایران پس از دوم خرداد، تمام جبهه حق در برابر تمام جبهه باطل قرار گرفته است. آن هنگام كه حتی سخن گفتن از رابطه با آمریكا جرم بود و مستوجب مجازات و نام بردن از آزادی و تساهل و تسامح گناهی نابخشودنی، این كفن‌پوشان بودند كه یك تنه بار اجتماعی جریان مخالف اصلاحات را بر دوش می‌كشیدند و گاه با مشتان گره كرده در خیابان و گاه با میله‌گرد در سالن‌ها به استقبال مخالفان خود می‌رفتند. حافظه تاریخی ما ضعیف است اما هنوز واكنش‌های كفن‌پوشان به سخنان عبداللـه نوری، مهاجرانی، حجاریان، آقاجری و... یادمان نرفته، هنوز حضورشان در ردیف اول سخنرانی‌های اصلاح‌طلبان را به خاطر داریم، هنوز راهپیمایی‌های خودجوش‌شان در اعتراض به یك خط از مطالب روزنامه‌ای را به یاد می‌آوریم؛ هنوز آن به آتش كشیدن‌های قیصریه به‌خاطر دستمالی در خاطرمان هست حتی اگر حافظه تاریخی‌مان ضعیف باشد.

شاید هم مشكل این روزهای ما از همینجا ناشی می‌شود كه از فراموش كردن برخی مسائل ناتوانیم. شاید به این خاطر هم هست كه وقتی اظهارات هر روزه ارشدترین مقامات دولتی در استقبال از برقراری رابطه با آمریكا و دوستی با مردم اسرائیل را می‌شنویم یا موضع‌گیری‌های علیه روحانیت و مرجعیت نزدیكان دولت را مشاهده می‌كنیم، از خود می‌پرسیم كه آن جماعت كفن‌پوش كجایند؟

و البته خیلی زود هم پاسخ پرسش خود را می‌دهیم؛ به هر حال این روزها «ارزش»ها به «اصول» بدل شده‌اند و حافظه تاریخی ما هم كه از اول ضعیف بوده است...

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 2:11 |

هفته نامه دريادلان گناوه در شماره ۱۲۶ اخيرش عملكرد دستگاههاي اجرايي شهرستان گناوه را به مناسبت هفته دولت چاپ كرده بود همين طوري كه هفته نامه را ورق مي زدم چشمم به جمال دلربايي بخشدار مركزي گناوه افتاد كه با لبي خندان و بشاش عملكرد بخشداري تحت امرش را در اين هفته نامه تشريح كرده بود .واقعيت است كمتر به عملكرد ساير دستگاهها توجه كردم و بيشتر روي فعاليت ها و عملكرد  بخشدار مركزي گناوه زوم كردم .جناب بخشدار در ۱۸ مورد به تشريح فعاليت هاي خويش پرداخته است .

ايشان در دو نكته عنوان كرده خدمات شهري و پروژه هاي عمران شهري كه براي من جاي سئوال و همچنين تعجب كه بخشدار چه كار به اين دو نكته داره اينها مربوط به حوزه شهري است و نه روستايي.البته چون ايشان از نادر بخشداراني است كه تا كنون نصيب بخش مركزي گناوه شده و جاي تعجب هم ندارد شايد در حوزه عمران شهري گناوه هم فعاليت كرده و ما بي خبر.

كارستان ديگر بخشدار در اين فعاليت ها مصادره خدمات ساير دستگاههاي اجرايي شهرستان و استان است كه به نام مبارك خويش ثبت و ضبط كرده است و عملا فعاليت ها و كارهاي دستگاههاي چون بنياد مسكن .راه و ترابري. آبفاي روستايي. تربيت بدني .اداره برق را پوچ و همه و همه را به نام خود مطرح كرده است زيرا هيچ نامي از فعاليت ساير دستگاهها در اين رابطه نياورده است . 

خيلي جالب است در جاهاي گفته پرداخت وام مسكن روستايي و تكميل پرونده وام در سال ۸۶ احداث جايگاه تحويل گندم مال قائد .برق رساني به بينك ووو تعويض پايه هاي فرسوده .نصب ترانس احداث مدرسه و شروع عمليات ساخت مدارس روستايي و آسفالت راههاي روستايي و تعمير و ساخت مساجد و آمارهاي بالاي شن ريزي كه آمار در بعضي از روستاهها چنان بالاست كه الان بايد تمام خانه هاي مردم زير شن ريزيهاي اقاي بخشدار ناپديد شده باشند واقعا دوست دارم هفته نامه دريادلان را هر طور كه شده پيدا كنيد و اين آمار ها و ارقام هاي  نجومي بخشدار پرتلاش مارا يك بار هم كه شده مطالعه بفرماييد.

آخه آدم شاخ در مياره با اين كارا پس مابقي ادارات كه هم وظيفه دارند و هم  در حوزه روستايي مسئوليت دارند چه كاره هستند كه همه اين كارها را جناب بخشدار انجام داده است .

بنده قصد تخريب و خداي ناكرده جسارتي ندارم ولي حقيتا فقط وفقط از عكس بخشدار خوشم آمد كه داره مي خنده چون هم كار نوسازي مدارس را انجام ميده هم برق هم راه  هم آب هم اداره تعاون هم بنياد مسكن هم جهاد كشاورزي هم اشتغال هم حمل زباله هم ورزش و هم فرهنگ و هنر ووو خلاصه اگه تمامي ادارات و ارگان هاي كه به نوعي با روستاههاي بخش مركزي گناوه ارتباط دارند توصيه ميشود در حد قانون و مقررات در بخشداري مركزي گناوه ادغام و تحت فرامين جناب بخشدار انجام خدمت بنمايند اين بهتره هم از اتلاف وقت صرفه جويي مي شود هم بيلان عملكرد فقط توسط بخشدار محترم به مردم داده مي شود .

و در مصاحبه جناب فرماندار هم چيز شاقي نديدم راه ميشان گناوه هم نقل محافل است و جاده كمربندي اگه سيل نياد ممكن است تمام شود و براي توسعه زيباسازي و ساحل سازي گناوه ما چيزي نمي بينيم .خدا را شكر راه مواصلاتي روستاي دوازده الي سيزده  خانواري گنجشكي محمد صالحي هم به اتمام رسيده جاي بسي خوشحالي و خبر خوشحال كننده را در مصاحبه فرماندار خواندم كه گفته راه شيف / گناوه در حال پيگيري است و گفته اينشا ا... در سال ۸۸ تمام مي شود در يك كلام جناب فرماندار شهرستان گناوه عملكرد بخشدار مركزي گناوه از عملكرد شما در سطح شهر گناوه فوق العاده افزون است و نمود خيلي خيلي بيشتري دارد يك بخشدار و يك دنيا فعاليت .

 

 

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت 3:12 |

 


خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
جناب آقای سید محمد خاتمی
رقعه ای که اینک پیش رو دارید تراویده خامه آن خیل از کسانی است که با رصد تحولات کنونی می کوشند در مقام توجیه ، ضمن بیان باید های حضور حضرت عالی در عرصه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ، آن ها را به این صورت به رشته تحریر در آورند:

باید اول: صیانت از دیانت، باید دوم: حفظ عزت ملت، باید سوم: دفاع از جمهوریت، باید چهارم: پاسداشت اخلاق و سیاست، باید پنجم: اصلاح وضع معیشت، باید ششم: حراست از حریت و عدالت، باید هفتم: عقلانیت و مدیریت

بر اساس همین بایدهاست که حالا آمدنت را نه زمزمه می کنیم که فریاد می زنیم، ما نیز هنوز بر همان عهد پیشین استواریم، ایران و ایرانی را لبخندی نیاز است و پیمودن همان راهی که آغازش با تو بود، بایداین گام برداشت اما استوارتر. اگر اردیبهشت سال ١٣٨٠ گفتی که تشخیص مردم برایت مهم است، بار دیگر ما تشخیص خود را اعلام می کنیم و براین اعتقاد خود راسخ هستیم که خاتمی همان خاتمی است و مردم هم همان مردم فقط زمانه سردرگم است و بی برنامه که با یاری خدا، خاتمی و مردم قطار ایران به ریل اصلاحات بازمی گردد.
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 2:6 |
سلام و عرض پوزش محضر بازديدكنندگان اين وبلاگ كه مدتي نتوانستم در خدمت دوستان و علاقمندان بزرگوار باشم .بالاخره سفر تابستاني من و خانواده هم به سر آمد و به سلامت به شهر و ديارمان بازگشتيم تا كه شايد عمري باقي باشد و سفري ديگر.

اما لازم مي دانم يكسري ديده ها و شنيده ها را در اين سفر ۲۰ روزه محضر دوستان تقديم بدارم و ان اينكه گراني و تورم حقيقتا در نقاط مختلف كشور بيداد مي كند و مردمي كه ما به نوعي با انها سروكار مان مي افتاد و براي خريد مواد خوراكي ويا چيزهاي ديگر وحتي عوارضي ها در بزرگراهها همه و همه ازگراني و تورم گله مند بود ند حتي سعادتي شد در دو شب مانده به نيمه شعبان در صحن حضرت امام در مشهد آيت ا... مكارم شيرازي در مورد گراني و تورم هشدار داد و فرمود حقيقتا تورم و گراني در كشور بيداد مي كند.

ديده ديگر من در اين سفر تابلوي بزرگي در ورودي شهر گرمسار محل زادگاه احمدي نژاد با تمثال ايشان نقش بسته بود و زير تابلو هم نام شهرداري و شوراي شهر زادگاه احمدي نژاد قيد شده بود .

در شهر ها و استانهاي كه عبور مي كرديم همه را از استان و شهر خودمان گناوه بهتر ديدم فقط چند شهر كوچك و مظلوم كه گناوه ما پيششان انتالي يايي  تركيه بود .

خوشبختانه در اين سفر تصادفات جاده اي نديديم و هرساله خيلي تصادفات ديده بوديم و خوشبختانه در اين مدت من هم غلافي نكردم و براي اولين بار در اين سفر جريمه نشدم چون دو پليس همراه داشتم و مرتب به من تذكر مي دادند و يكيش قسم خورد اگه تند بروني در اولين ايستگاه پليس گزارش مي كنم آخه ما قول داده ايم كه به شما بابا ها در سفر ها تذكر بدهيم .

خلاصه بقول قديمي ها سفر بازگوش خوشه ولي بيشتر سرتان را بدرد نمي آورم.

 

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 1:35 |