تبليغاتX
.
ناگفته های مهم از امام
آیت‌الله امام جمارانی : مگر می شود همه را با چماق تکفیر از میدان بیرون کرد ؟

 

نواندیش: آیت‌الله امام جمارانی گفت: امام مردم را معشوق خود می دانست. نه اینکه همه را دشمن بداند و به همه سوءظن داشته باشد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، آیت الله سید مهدی امام جمارانی در خطبه های نماز عید فطر مسجد جامع جماران این عید را عید کمال، لقا و ارتقا انسان دانست و با توصیه نمازگزاران به تقوی گفت: تمام درهای سعادت انسان با تقوی باز می شود انسان پاک آفریده شده است و منزه بودن او مبتنی بر تقوای الهی است.

امام جمارانی اهانت را به انسان اهانت به خلیفه الله دانست و اظهار داشت : باید مواظب بود که یک وقت اشرف مخلوقات و صاحب کرامت الله مورد اهانت قرار نگیرد نباید هیچ کسی را در هیچ شرایطی سبک نشمرد.

وی با بیان اینکه امام به انسان عشق می ورزید، گفت: امام می فرمود، انسان ها مخلوق خدا هستند کسانی که خداوند به انها عنایت کرده و تاج کرامت الهی به سر آنها گذاسته و ردای خلیفه الله به تنشان پوشانده به این موجود نباید اهانت کرد .

وی با بیان اینکه امام عاشق مردم بودند، اظهار داشت: امام وقتی در مقابل مردم قرار می گرفت با کرامت و احترام با آنان برخورد می کرد. زمانی در مدرسه فیضیه صحبت می کرد خطاب کسانی که فریاد می زدند درود بر خمینی، گفت: من نوکر شما هستم.

خطیب نماز عید فطر مسجد جماران ادامه داد: من تصور می کنم اگر امام بود هرگز اینگونه با مردم برخورد نمی کرد اینکه عده ای زن لاابالی هستند دین ندارند و باید رها بشوند عده ای دیگر بازاری هستند به دین توجه نمی کنند باید رها شوند عده ای دانشگاهی هستند روشنفکر و غرب زده اند، دین ندارند و باید رها شوند. در مشرب امام جایگاهی ندارد. اگر امام چنین برخورد می کرد هرگز نمی توانست این انقلاب با عظمت را به پیروزی برساند .

وی افزود: ظرفیت امام آنچنان است که همه رامی پذیرد اما الان برخی حاضر نیستند هیچ کس را بپذیرند اگر یک نفر مثل آنها فکر نکند نه مسلمان است و نه دین دارد .

آیت‌الله امام جمارانی ادامه داد: مگر می شود همه را با چمااق تکفیر از میدان بیرون کرد این اندیشه غلطی است عده ای می گویند ، شما که مثل ما فکر نمی کنید ما باتوم به دست می گیریم و بر سر و کله شما می کوبیم. به راستی ما چرا اینگونه شده ایم ؟

وی افزود: این در حالیست که امام اعتقاد داشت که همه باید در جامعه اسلامی جان خود ار فدای انسان ها کند . تعبیرات امام در مورد انسان می رساند که تکلیف ما با مردم چه جیزی هست ؟ ما باید دید امام را نصب العین خود قرار دهیم و به چشم دوستی به مردم نگاه کنیم .

امام جمارانی خاطره دیگری از رفتار امام با مردم را اینگونه نقل کرد: زمانی امام در ایوان حسینیه جماران نشسته بود پیرمردی آمد  وقتی دست خودرا گذاشت روی دست امام که دست امام را ببوسد امام دید دست پیرمرد از فرط کار خشن و زبر هست اینجا امام آمد و دست پیرمرد را جلو کشید و بوسید و گفت، ما باید دست شما را ببوسیم. انسان در دل امام چنین عظمتی دارد.

وی خاطره دیگری از ایت الله اردبیلی درباره نحوه برخورد با ملی مذهبی ها نقل کرد و گفت: یکبار یک شخص به امام گفت این جمعیت ملی مذهبی ها مسلمان نیستند چون شما را قبول ندارند امام در جواب وی فرمود، مگر من اصول دین هستم که مرا قبول داشته باشند بسیاری از مردم دین دارند اما من و شما را قبول ندارند.

وی افزود: این روزها دولت ها می گویند که ما نوکر مردم هستیم و شعار می دهند که ما دولت خدمتگزاریم. این ها را برای اولین بار امام گفته است و اینها از امام گرفته اند.

امام جمارانی به حضور امام در میان مردم در بهشت زهرا اشاره کرد و گفت: امام بعد از سخنرانی خودش به میان توده های مردم رفت بعدها در پاسخ به نگرانی احمد آقا گفته بود که من در آن حال احساس کردم دارم میمیرم و خوشحال بودم که در زیر دست و پای خلق خدا دارم از بین می روم.

وی افزود: امام فدایی خلق خدا بود فدایی واقعی خلق نه مثل گروه هایی که خود را فدایی خلق معرفی می کردند .

خطیب نماز عید فطر مسجد جماران به خاطره دیگری از نگاه امام به مردم اشاره کرد و گفت: زمانی که آیت الله مطهری از پاریس برگشت از او پرسیدند امام را چگونه دیدی گفت، من امام را دیدم در حالیکه به خدای خود به هدف خود و به مردم ایمان داشت . امام مردم را معشوق خود می دانست. نه اینکه همه را دشمن بداند و به همه سوءظن داشته باشد.

امام جمارانی در ادامه گفت : امام به مردم سوءظن نداشت از نظر امام همه دوست نظام هستند یک نفر معاند نباید برای ما مدرک نمی شود که همه را دشمن بپنداریم. ظن بد، انسان را به گناه می کشاند جوان های ما خوب هستند نباید به آنها گمان بد داشته باشیم .

وی ادامه داد : امام توصیه می کردند که در امور مردم تجسس نکنید و به کار شخصی مردم کاری نداشته باشید . امام خیلی مقید بودند  که مردم آزار نبینند.

امام جمارانی غیبت و بدگویی از مردم را |آفت بزرگ جامعه اسلامی دانست و افزود : من بسیار متاسفم که جامعه ما به گناهان بزرگی آلوده شده است. امیدورام بزرگان قوم این مسایل را بزودی حل کنند.

وی به بی حرمتی های اخیر به خانواده امام اشاره کرد و گفت: در این کشور کسانی که باید قداست و حرمت آنها محفوظ باشد با کمال آزادی مورد تهمت و افترا قرار می گیرند و ناروایی های زیادی به آنها روا داشته شود به طوری که آدم خجالت می کشد.

وی افزود: در این چند روز چه اهانت هایی که به بیت امام نکردند . نباید در جامعه اسلامی علاقمند به امام این توهین ها به خانواده امام شود در این جامعه باید نوه های امام را مثل دسته گل نگه داریم اینقدر بدگویی، وقاحت و بی شرمی، خجالت آور است.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 2:17 |
در حاشيه نامه توكلي به موسوي و خاتمي /سرمقاله آفتاب یزد

   بعضي سايت‌هاي حامي دولت به صورت هماهنگ، نــامـه احـمـد تـوكلـي خـطـاب بــه سـيــدمـحـمــد خـاتمـي و مـيـرحـسـين موسوي را منتشر نمودند. در ميان منتشركنندگان نامه، نام بعضي سايت‌هاي خبري به چشم مي‌خورد كه تا چندي قبل كوچكترين انتقادهاي توكلي از احمدي نژاد را با درشت گويي پاسخ مي‌دادند و حتي به دنبال اثبات <جعلي بودن مدرك دكتراي توكلي> مي‌رفتند. البته اشكالي بر اين رويه نيست زيرا مدتهاست كه مردم ايران شاهد پايبندي عملي عده‌اي به شعار <هدف وســيلـــه را تـــوجــيـــه مـــي‌كــنـــد> بـــوده‌انـــد. پس هر كس كه نيشي به سران جبهه اصلاحات بزند، سخن او تا مدتها زينت‌بخش سردر دكان بعضي افراد خواهد بود. اما بدون توجه به اين نكته حاشيه‌اي، متن نامه توكلي نيز حاوي نكاتي است كه اشاره به برخي از آنها، خالي از لطف نيست.

1- ‌احمد توكلي بعضي شعارهاي مطرح شده در جريان راهپيمايي روز قدس را نشانه عدم پايبندي حـاميـان جنبـش سبـز به مباني انقلاب دانسته و خواستار اعلام برائت موسوي و خاتمي از حاملانايــن شـعــارهـا شـده است. مهمترين شعارهايي كـه مـوجـب اعتـراض تـوكلـي گرديده، يكي تاكيد عده‌اي از شعار دهندگان بر عبارت <جمهوري ايراني> بوده و ديگري شعار <نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران.> مشخص نيست توكلي با كلام منطق، مسئوليت اين شعارها را مستقيماً متوجه دو رهبر اصلاح طلب مي‌داند؟ كساني كه مسئوليت شعار چند جوان حامي خاتمي و موسوي را به حساب اين دو مي‌گذارند آيا حاضرند مسئوليت حمله به خاتمي با سلاح سرد و اهانت به موسوي را هم متوجه كساني بدانند كه در روزهاي اخير، زمينه هتاكي و حمله فيزيكي به موسوي و خاتمي را فراهم نمودند؟

2‌- توكلي، شعار <جمهوري ايراني> را مغاير ديدگاه رهبر فقيد انقلاب دانسته كه در زمـان بـرگـزاري رفـرانـدوم جمهوري اسلامي، بر <جمهوري اسلامي> نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زيـاد تـأكيـد كـرده بـودند. قبـل از شعار چند جوان - كه مشخص نيست نيروهاي نفوذي آنطرفي بوده‌اند يا طرفداران خاتمي و موسوي - بسياري از بزرگان جناح مورد حمايت‌آقاي توكلي، اصرار خود بر استفاده از عـنـوان <حكـومـت اسلامـي> بـه جـاي عبـارت <جمهوري اسلامي> را به نمايش گذاشتند. حتي بعضي از آنها مدعي شدند تأكيد امام بر لفظ <جمهوري اسلامي> براي فريب غربي‌ها بوده است! چرا احمد تـوكلـي آن روز، نـامه ننوشت و از تضعيف مباني <جمهوري اسلامي> احساس خطر نكرد؟

3‌- توكلي به سران اصلاحات هشدار داده است كه سكوت آنها مي‌تواند <سلاح كساني را تيز كند كه اعتقاد چنداني به مدارا با مردم و مردم سالاري ديني نـدارنـد.> آيـا تـوكلـي نـگـران نيست كه بعضي از هشدارهاي يكطرفه او و دوستانش، مي‌تواند سلاح كساني را تيز كند كه عدم اعتقاد خود به مردم سالاري ديني را در عمل به اثبات رسانده‌اند و هرگاه توانسته‌اند، براي محدودسازي نشانه‌هاي اين مردم سالاري يعني آزادي بيان و آزادي حق انتخاب مردم، فضاسازي رسانه‌اي كرده‌اند؟

4‌- تـوكلـي در نـامه خويش به <خودرا‌يي‌ها، ندانم كاري‌ها و جهت‌گيري‌هاي نادرست دولت> هم اشاره كرده است اما برخي اقدامات منسوب يا مرتبط با موسوي و خاتمي را خطرناكتر مي‌داند. اما اي كاش توكلي به تقدم و تأخر حوادث هم اشاره‌اي مي‌كرد. زيرا به نظر مي‌رسد ا~نچه موجب برخي اعتراضات راديكال در كشور شده و فضا را براي بعضي شعارها آماده ساخته، همان ندانم‌كاري‌ها، خودرا‌‌يي‌ها و جهت‌گيري‌هاي نـادرسـت دولت بوده است.

تـوكلـي تـلاش نموده شعارهاي تند اخير را به نحوي با جنبش مورد نظر موسوي و خاتمي مرتبط سازد. اما ظاهراً او فراموش كرده كه چه كساني در جريان انتخابات هر نوع يارگيري را مجاز مي شمردند و براي حفظ وحدت جناح خود، رسماً بر ناديده گرفتن خود را‌‌يي ها، قانون شكني‌ها و ضعف‌هاي دولت تأكيد مي كردند.شايد نصيحت آن افراد به خاتمي و موسوي براي شـفاف كردن همه مواضع خويش مصداق بارز <منع رطب توسط رطب خورده> باشد. البته نگارنده موافق است كه خاتمي و موسوي، به صورت دقيق مواضع خويش را اعلام نمايند و در كنار آن، بر اين نكته تأكيد كنند كه در ميان معترضان انتخاباتي، حضور كساني هم كه احساس فداكاري نسبت به غزه و لبنان ندارند بـلامـانـع اسـت هـمـانطور كه جريان آن طرف، نظريه‌پرداز دوستي با مردم اسرائيل را در ميان خود محترم مي‌شمارد و زمينه‌اي فراهم كرده است كه چهره او، به صورت مستمر از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شود.

5‌-توكلي تلاش كرده همه جريان‌ سبز را در كساني محدود كند كه شعارهاي آنها از نظر توكلي - و بسياري از نيروهاي انقلابي - نامطلوب تلقي مي‌گردد.

در حالي كه او به خوبي مي‌داند بدنه جريان سبز، همان‌ها هستند كه روز 25 خرداد، مدني‌ترين و آرام‌ترين اعتراض را به نمايش گذاشتند. آيا در آن روز، حتي يك كلمه از شعارهايي كه اعتراض اخير توكلي را به دنبال داشت، شنيده شد؟ حتي اگر فرض نفوذي‌ بودن بعضي شعاردهندگان ناديده گرفته شود بايستي به اين حقيقت اذعان كرد كه مسئوليت تند شدن فضا به عهده كساني است كه از صدور مجوز براي راهپيمايي‌هاي قانوني جلوگيري مي‌كنند و اجازه نمي‌دهند اعتراضات همانند 25 خرداد بيان شود. 6‌- توكلي از موسوي و خاتمي خواسته است كه <با اقدامات و اظهارات خود، اميد و مشاركت مردم در سرنوشت خويش را بالا ببرند.> اما گويا او فراموش كرده كه حضور موثر خاتمي، موسوي و كروبي در فرآيند انتخابات، يكي از دلايل اصلي رسيدنمشاركت مردم به مرز 85 درصد بود. آيا پس از انتخابات، اين نقش‌ا~فريني مورد توجه قرار گرفت يا عده‌اي تلاش كردند تمام اين حضور را به نفع عملكرد دولت مصادره كنند؛ همان دولتي كه توكلي به وجود ندانم‌كاري‌ها، خود‌را‌يي‌ها و جهت‌گيري‌هاي نـادرسـت آن، اذعـان دارد؟ البته توكلي حق دارد براساس ديدگاه‌هاي جناحي خويش، كسي را محكوم كند يا از يك جريان، حمايت تاكتيكي يا راهبردي به عمل آورد. اما قاعدتاً نبايد توقع داشته باشد كه هشدارها و اندرزهاي او و دوستانش، تماماً از سر دلـسـوزي تلقي شود، زيرا بعضي ادعاهاي سابق درخصوص اصلاح طلبان بيش از آنكه ناشي از دلسوزي براي راه امام و مباني انقلاب باشد، با هدف زمينه‌سازي براي حذف يك رقيب قدرتمند - جناح اصلاح طلب - صورت مي‌گرفت. اگر توكلي مي‌خواهد از اين اتهام مبرا باشد بهتر است به صراحت اعلام كند بعضي رفتارهاي انتخاباتي و برخي خودرا‌يي‌ها و ندانم‌كاري‌هاي دولت را تا چه حد در تند شدن فضا و رخنه شعارهاي راديكالي - و بعضاً ناپسند - در تجمعات سبزپوشان موثر مي‌داند؟ البته شايد توكلي همانگونه كـه تلـويحاً در نامه خود نوشته است، آماده شدن فضا براي بـرخـوردهـاي تـنـد بـا مـعـتـرضان را اجتناب‌ناپذير مي‌داند و <نصيحت‌‌‌‌‌‌نامه> او در واقع همراهي با كساني است كه وظيفه بسترسازي براي برخوردهاي تند را به عهده گرفته‌اند!‌

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 1:51 |
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی

بسمه تعالی
دوشنبه 30/6/1388 مصادف با اول شوال المکرم 1430
عید سعید فطر بر عموم مسلمانان مبارک باد
-----------------------------------------------

چنانچه شخصی روز سی ام ماه مبارک رمضان را عید فطر دانست و روزه خود را افطار نمود، پس از اطلاع از موضوع واجب است تا غروب از خوردن و آشامیدن و آنچه مبطل روزه است پرهیز نموده و بعد از ماه رمضان قضای آن را بجا آورد ولی کفاره ندارد چون از روی عمد و علم نبوده است.
ورود به پایگاه
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 1:27 |
اطلاعیه دفتر آيت‌الله صافي گلپايگاني

ایلنا : در پی تماس‌های مکرر تلفنی و حجم بسیار زیاد نامه‌های الکترونیکی وارده به سایت رسمی آیت‌الله صافی گلپايگاني، دفتر اين مرجع عظام تقليد اعلام كرد: بدینوسیله به اطلاع عزیزان و مؤمنان خداجوی می‌رساند در صورتی که غروب شنبه 28/6/88 هلال ماه شوال، رؤیت و به محضر معظم له ثابت گردد، خبر مربوطه از طریق سایت رسمی مرجعیت به آدرس www.saafi.net اعلام می‌گردد.

 تا كنون در سايت مذكور خبر رويت هلال ماه شوال قيد نشده است. از اين رو امروز يكشنبه از نظر ايشان روز 30 ماه مبارك رمضان محسوب مي‌شود. البته پایگاه اطلاع رسانی آیت الله صافی گلپايگاني از مقلدين ايشان خواسته است تا منتظر اعلام نظر رسمي ايشان از طريق اين سايت باشند.
در همين راستا مسوول دفتر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی با بیان اینکه اتحاد افق در رؤیت هلال شرط نیست گفت: خبر اثبات هلال ماه شوال از سایت دفتر اعلام می شود.
حجت‌الاسلام والمسلمین حسن صافی، در گفت‌وگو با رسا در پاسخ به سوالي مبنی بر اینکه آیا طبق فتوای این مرجع تقلید، در اثبات حلول ماه جدید و رویت هلال برای‌ سایر کشورها و مناطق جغرافیایی، ‌اتحاد افق معتبر است یا اشتراک در نیمکره کافی می باشد، گفت: طبق نظر معظم له، اگر هلال ماه در منقطه‌ای‌ دیده و شرعا ثابت شود، برای‌ سایر مناطق‌ که‌ در هنگام رؤیت‌ در شب ‌یا روز با آن منطقه مشترک هستند، کافی‌ و معتبر است.
مسوول دفتر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی ادامه داد: در این صورت، اگر طبق نظر برخی کارشناسان و منجمان، هلال ماه در سایر کشورهایی که در شب با ما اشتراک دارند، دیده و شرعا اثبات شود، برای ساکنان سایر مناطق‌ که‌ در هنگام رؤیت‌ در شب ‌یا روز با آن منطقه مشترک هستند، کافی است.
وی افزود: طبق نظر برخی از متخصصان نجوم، هلال ماه در غروب شنبه علاوه بر یمن و استرالیا، در جنوب عربستان و هندوستان نیز در مرز رؤیت پذیری قرار دارد. پس اگر رویت هلال در این کشورها و مناطق ثابت شود، برای ما کافی است.
حجت‌الاسلام والمسلمین حسن صافی، با اشاره به پاسخ منتشره این مرجع تقلید به استفتای برخی از مقلدان در این باره گفت: مقلد هر مرجعی‌ باید طبق‌ فتوای‌ مرجع‌ تقلید خود عمل‌ کند.
وی خاطر نشان کرد: مردم مومنی که مراجعشان توافق‌ افق را در اشتراک حکم رؤیت‌ هلال برای‌ بلد دیگر معتبر می دانند، باید این‌ جهت‌ را مراعات‌ کنند.
مسوول دفتر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی درباره استفاده از ابزار بزرگنمایی و تجهیزات نجومی مانند تلسکوپ و دوربین های قوی در استهلال گفت:طبق فتوای معظم له، رؤیت هلال با چشم مسلّّح مورد اشكال است

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 1:24 |
از حمله به وزیران خاتمی تا ... خودش! 

یازده سال قبل وقتی در یک تجمع، برخی عوامل ناشناس به عطا الله مهاجرانی و عبدالله نوری (وزرای کابینه خاتمی) حمله کردند احتمالا خودشان هم بعید می دانستند چند سال بعد ماموریت حمله به سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی و مهدی کروبی به آنها واگذار شود که شد و کردند (حمله که تا حدود زیادی ناموفق بود، منظور تعجب است!) آنچه در ادامه می خوانید از آن روزها انتخاب شده؛ تا یازده سال بعد، آیندگان مان از این روزها چه چیزهایی نقل کنند!
توضیح: چون از آن روزها عکسی پیدا نشد از این روزها عکسی را انتخاب کردیم.

hamleh76534khatami.jpg
 

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 2:42 |
دعا برای دریافت خبر مرگ بزرگان اصلاح طلب !

نواندیش : مداح معروف تهرانی در مداحی بعدازظهر روز گذشته خود در یکی از حسینیه های تهران دعا کرد تا خبر مرگ سه تن از بزرگان اصلاح طلب و یکی از شخصیت های موثر نظام را دریافت کند.

براساس خبر دریافتی نواندیش او دعا کرد تا هر چه زودتر خبر مرگ میرحسین موسوی ، مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی و یکی دیگر از شخصیت ها را دریافت کند.

مشخص نیست که طرح اینگونه مطالب توهین آمیز ، غیراخلاقی و ضد مذهبی چه تناسبی با عزاداری امام اول شیعیان دارد

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 1:57 |
وصيت نامه اميرمؤمنان(ع)
نيابم (و نبينم) شما را كه در خون مسلمانان فرو رويد (و دست به كشتار مردم زنيد) به بهانه اينكه بگوييد:» ‏اميرالمؤمنين كشته شده‌»

در كافى آمده است كه پس از پايان وصيت پيوسته مي‌گفت: «‏لا‌‏اله‌‏الا‌‏الله‌» تا وقتى كه روح مقدس آن حضرت به ملكوت اعلى پيوست. در نهج‌البلاغه است كه در پايان وصيت، امام(ع) فرزندان خود رامخاطب ساخته بدانها فرمود:
اى فرزندان عبدالمطلب، نيابم (و نبينم) شما را كه در خون مسلمانان فرو رويد (و دست به كشتار مردم زنيد) به بهانه اينكه بگوييد:» ‏اميرالمؤمنين كشته شده‌» (و هر كارى بخواهيد، به اين بهانه انجام دهيد) و بدانيد كه در برابر من، جز كشنده من كسى نبايد كشته شود. بنگريد چون من از ضربت او از دنيا رفتم، يك ضربت به او بزنيد و او را مثله مكنيد كه من از رسول خدا(ص) شنيدم كه مي‌فرمود: «‏از مثله‌كردن بپرهيزيد، اگرچه به سگ گزنده و ‌هار باشد!»


به قلم :آيت‌الله سيدهاشم رسولى محلاتى

ابوالفرج در مقاتل الطالبيين روايت كرده كه پس از ضربت‌خوردن امير مؤمنان، اطباى كوفه را به بالين آن حضرت آوردند و در ميان آنها هيچ يك در معالجه زخم و جراحى استادتر از اثير بن عمرو نبود و او متخصص در معالجه زخمها و جراحات بود و از جمله چهل نفر جوانى بود كه در زمان ابوبكر در عين‌التمر به دست خالدبن وليد اسير گشته و در كوفه ساكن شده بود. طبيب مزبور همين كه زخم سر آن حضرت رامشاهده كرد، دستور داد شُش گوسفندى را بياورند و از ميان آن رگى را بيرون آورد و آن رگ را در زخم مزبور نهاد و پس از اندكى بيرون آورد و آن را مشاهده كرد. سپس رو بدان حضرت كرده، گفت: «‏اي امير مؤمنان، هر وصيتى دارى، بكن كه ضربت شمشير اين دشمن خدا به مغز سررسيده و معالجه سودى ندارد.‌» در اين وقت بود كه اميرالمؤمنين كاغذ و قلم و دواتى طلبيد و شروع به وصيت كرد.‏

وصيتنامه حضرت على(ع) را در كتابهاى حديث به اجمال و تفصيل به طور مختلف نقل كرده‌اند كه يكى را ابوالفرج نقل كرده است و در كافى مرحوم كلينى هم نظير همين وصيت را كه ابوالفرج روايت كرده، نقل مي‌كند و در نهج‌البلاغه نيز (در ذيل نامه شماره 47) اجمالى از اين وصيت ذكر شده و خلاصه‌اى از آن در كشف الغمه و روايات ديگر آمده كه همه آنها را مجلسى (ره) در بحار‌الانوار نقل كرده است و ما همان روايت ابوالفرج را كه نسبتاً جامعتر از ديگران است، نقل مى كنيم.

بسم‌الله الرحمن الرحيم

اين وصيتنامه‌اى است كه اميرالمؤمنين، على بن ابيطالب بدان وصيت مي‌كند: گواهى مي‌دهد كه معبودى جز خداى نيست كه يگانه است و شريك ندارد و نيز گواهى دهد كه محمد(ص) بنده و رسول اوست، كه خداوند او را به راهنمايى و دين حق فرستاد تا بر همه اديان پيروزش كند، اگرچه مشركان آن را ناخوش دارند. درود و بركات خدا بر او باد! «‏همانا نماز و پرستش و زندگى و مرگ من از آن خداوندى است كه پروردگار جهان است و شريكى براى او نيست و بدان مأمور گشته‌ام و منم از نخستين مسلمانان».1

اى حسن! من تو را و تمام فرزندان و خاندانم و هر كسي‌كه اين وصيتنامه به او برسد، به تقوا و ترس از خداوندى كه پروردگار شماست، سفارش مي‌كنم و بايد نميريد جز اينكه مسلمان باشيد و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد؛ زيرا به راستى من از رسول خدا(ص) شنيدم كه مي‌فرمود: اصلاح‌دادن ميان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دين را تباه ساخته و از بين مي‌برد، افساد ميان مردمان است، ولا قوة الا بالله العلى العظيم [نيرويى جز به وسيله خداى بزرگ نيست]. به خويشان و ارحام خويش توجه داشته باشيد و به آنان پيوند كنيد، صله رحم كنيد تا خداوند در روز قيامت حساب را بر شما آسان گرداند.

الله الله فى الايتام، فلا تغبوا افواههم، ولا تضيعوا بحضرتكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد، درباره يتيمان، پس براى دهنهاشان به سبب سنگدلي‌تان نوبت قرار ندهيد (كه گاهى سير و گاهى گرسنه نگاهشان داريد).

الله الله فى جيرانكم، فانهم وصية نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره همسايگانتان كه رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش كرده و پيوسته درباره آنان توصيه مي‌فرمود، به اندازه‌اى كه ما گمان كرديم براى همسايگان از همسايه خود ارث قرار مي‌دهد و حرمت آنان به حدى است كه سهمى در مالشان براى همسايه تعيين كرده!

الله الله فى القرآن، فلايسبقكم الى العمل به احد غيركم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره قرآن مبادا كسى به عمل‌كردن بدان بر شما سبقت جويد.

الله الله فى الصلاة فانه خير العمل وانها عمود دينكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره نماز؛ زيرا كه نماز ستون دين شماست.

الله الله فى بيت ربكم لاتخلوه ما بقيتم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره خانه پروردگارتان (خانه كعبه)، مبادا تا زنده هستيد، آن خانه از شما خالي‌ بماند، كه اگر رها شد، مهلت داده نمى شويد و به عذاب دچار مي‌گرديد و اگر از شما خالى ماند، كيفر خداوند فرصت زندگى به شما نمي‌دهد.

الله الله فى الزكاهًْ فانها تطفى غضب ربكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد در دادن زكات اموال خود كه زكات خشم پروردگار را فرونشاند.

الله الله فى شهر رمضان فان صيامه جنهًْ من النار: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره روزه ماه رمضان؛ زيرا كه آن براى شما چون سپرى است از آتش دوزخ.

الله الله فى الفقراء والمساكين فشاركوهم فى معاشكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره بينوايان و مسكينان و آنها را در زندگى خود شريك سازيد و از خوراك و لباس خود به آنها نيز بدهيد.

الله الله فى الجهاد باموالكم وانفسكم والسنتكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره پيكاركردن در راه خدا به مالها و جانها و زبانهاى خويش.

الله الله فى ذريهًْ نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره امت پيغمبرتان، مبادا در ميان شما ظلم و ستمى واقع شود.

الله الله فى اصحاب نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره اصحاب پيغمبرتان؛ زيرا كه رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش فرموده.

الله الله فى النساء و فيما ملكت ايمانكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره زيردستانتان، غلامان و كنيزان؛ زيرا كه آخرين سفارش و وصيت رسول خدا(ص) اين بود كه فرمود: «‏من شما را درباره دو دسته ناتوان كه زيردست شما هستند، سفارش مي‌كنم».1‏

آنگاه فرمود:

الصلاهًْ الصلاهًْ، لا تخافوا فى الله لومهًْ لائم...: نماز! نماز! درباره خداوند از سرزنش مردمان مهراسيد؛ چه، هركس به شما ستم كند يا انديشه بد داشته باشد، خداوند شر او را كفايت فرمايد. با مردم به نيكى سخن بگوييد، همان‌طور كه خدا فرمود. امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد كه رشته كار از دست شما بيرون شود، آنگاه هر چه دعا كنيد و از خداوند دفع شر خواهيد، پذيرفته نگردد و به اجابت نرسد.

بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنى و بخشش و نيكويى درباره يكديگر. و زنهار از جدايى و تفرقه و پراكندگى و روي‌گردانيدن از هم. و در نيكوكارى، يار و مددكار يكديگر باشيد و بر گناه و ستمكارى كمك مباشيد كه شكنجه و عذاب خدا بسيار سخت است.

خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پيغمبرش را در حق شما حفظ فرمايد، اكنون با شما وداع مي‌كنم و شما را به خدا مي‌سپارم و سلام و رحمتش را بر شما مي‌خوانم.

***

در كافى آمده است كه پس از پايان وصيت پيوسته مي‌گفت: «‏لا‌‏اله‌‏الا‌‏الله‌» تا وقتى كه روح مقدس آن حضرت به ملكوت اعلى پيوست. در نهج‌البلاغه است كه در پايان وصيت، امام(ع) فرزندان خود رامخاطب ساخته بدانها فرمود:

اى فرزندان عبدالمطلب، نيابم (و نبينم) شما را كه در خون مسلمانان فرو رويد (و دست به كشتار مردم زنيد) به بهانه اينكه بگوييد:» ‏اميرالمؤمنين كشته شده‌» (و هر كارى بخواهيد، به اين بهانه انجام دهيد) و بدانيد كه در برابر من، جز كشنده من كسى نبايد كشته شود. بنگريد چون من از ضربت او از دنيا رفتم، يك ضربت به او بزنيد و او را مثله مكنيد كه من از رسول خدا(ص) شنيدم كه مي‌فرمود: «‏از مثله‌كردن بپرهيزيد، اگرچه به سگ گزنده و ‌هار باشد!»

منبع : اطلاعات

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت 2:21 |
با تائید تقلب، کرزای سقوط کرد
کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان پس از یافتن مدارکی مبنی بر تقلب در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، دستور ابطال آرای 83 حوزه اخذ رای را صادر کرد.

به گزارش پایگاه اینترنتی الجزیره، کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان اعلام کرد که آرای 83 حوزه اخذ رای باید در مراحل نهایی شمارش آرا محاسبه نشود.

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان در بیانه ای اعلام کرد: مدارک آشکار و موثقی درباره تقلب در استانهای قندهار، پکتیا و غزنی در دست دارد.

این کمیسیون مستقل دستور بازشماری آرا در صدها شعبه اخذ رای دیگر را در سه استان قندهار، پکتیا و غزنی صادر کرد که این استانها از پایگاههای سیاسی حامد کرزای هستند.

بر اساس این گزارش، با باطل شدن آرای 83 حوزه اخذ رای احتمال می رود که میزان آرای کرزای به پایین تر از 50 درصد سقوط کند.

با شمارش 91 درصد آرا انتخاباتی در افغانستان حامد کرزای حائز 54 درصد آرا شده بود.

در همین حال عبدالله عبدالله رقیب اصلی کرزای به علت وجود شکایات متعدد از بروز تقلب در انتخابات، خواستار توقف شمارش آرا و رسیدگی به موارد جدی تخلفها شده است. "داود علی نجفی" رئیس کمیسیون انتخابات افغانستان در همین رابطه اعلام کرد در برخی از حوزه های رای گیری ،شمار آرای ماخوذه از میزان واجدین برگه های رای ارسال شده به این حوزه ها بیشتر بوده است.

رئیس کمیسیون انتخابات افغانستان همچنین پیشتر از ابطال آرا 447 حوزه رای گیری در افغانستان به علت بروز تخلف در آنها خبر داده بود
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت 1:53 |
اعتراض ميرحسين موسوى به بازداشت فرزند شهيد بهشتى

 

نواندیش: ميرحسين موسوى با صدور بيانيه اى دستگيرى فرزند شهيد مظلوم بهشتى را محکوم کرد. به گزارش روزنامه "حیات نو" متن کامل بيانيه بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم


خبر دستگيرى برادران عزيز آقايان دکتر سيد عليرضا بهشتى و مهندس مرتضى الويرى مسئولان کميته پيگيرى امور آسيب ديدگان حوادث ايام اخير و سردار مقدم مسئول کميته ايثارگران ستاد انتخاباتى اينجانب موجى از شگفتى و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامى ايجاد کرده است. آنان به بند کشيده شده اند در حالى که جرمى جز پيروى از راه انقلاب و دفاع از اجراى عدالت در مورد خون‌هاى به‌ناحق ريخته شده و کمک به خانواده بى گناهانى که پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اينک در زندان به سر مى‌برند در حالى که عاملان فجايع اخير آزادند و مسئولان ادعا مى‌کنند حتما به جناياتى که رخ داده است رسيدگى خواهند کرد. آيا با از بين بردن اسناد جنايت و در بند کردن کسانى که حقوق قربانيان را پيگيرى مى‌کردند اين کار را انجام مى‌دهيد؟

المرء يحفظ فى ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسدارى مى‌شود. مردم اينک از مدعيان پرچمدارى انقلاب اسلامى مى پرسند حرمت شهيد مظلوم انقلاب آيت الله دکتر بهشتى را در خاندان او چگونه رعايت کرده‌ايد؟

مردم ايران!

کاملا پيداست که تلاش‌هاى شما براى بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نيست با پاسخى خردمندانه روبرو شود. روزهايى خطير در پيش‌رو قرار گرفته است. دستگيرى کسانى چون دکتر بهشتى يک نشانه است که از حوادثى سهمگين‌تر خبر مى‌دهد. اما باطل رفتنى است و آن چيزى که به مردم سود مى‌رساند باقى مى‌ماند. و اما ما ينفع الناس فيمکث فى الارض. آرامش و هوشيارى خود را حفظ کنيد. سلسله حوادث جديدى که آغاز شده است به مانند ديگر تحرکات کور اين ايام براى مخالفان شما جز خسارت باقى نخواهد گذاشت. مراقب باشيد که آنها شما را تحريک نکنند و به هنگام نابود کردن خود به کاشانه و کشورتان لطمه نزنند.

اينجانب به ويژه هتک حرمتى که از بهشتى مظلوم شده است را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامى دلبستگان به انقلاب و اسلام تسليت مى‌گويم و از خداوند آرزومندم ضايعه‌اى که با اين عمل در قلب مردم ما ايجاد شده است با جاودانه کردن آبروى اين خاندان جبران شود.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 15:47 |
 تصاوير و گزارش تكان دهنده 20:30 از بازداشتگاه كهريزك
بخش خبري 20:30 كه به تهيه و انتشار اخبار يكسويه و جناحي شهرت دارد ،‌در اقدامي نادر ،‌ گزارشي نسبتاً‌ مفصل از بازداشتگاه كهريزك و جنايت هاي صورت گرفته در آن را پخش كرد به گونه اي كه اين بخش خبري كوتاه ،‌اين بار تا دقايقي بعد از ساعت 21 نيز ادامه يافت.
به
گزارش عصرايران ، در اين گزارش ،‌ براي اولين بار تصاويري نزديك از بيرون و درون بازداشتگاه مخوف كهريزك به نمايش در‌آمد كه نشان مي داد ،‌اين مكان ، نه يك بازداشتگاه متعارف كه مجموعه اي از سوله ها و بناهاي احداث شده در يك محيط بياباني بوده است كه متاسفانه از آن براي نگهداري انسان ها در شرايط بسيار وخيم و مرگبار استفاده مي شد.

در اين گزارش كه مشخص بود دستور ويژه اي خارج از روال معمول 20:30 براي ساخت آن وجود داشته ،‌ نه تنها از توجيهات مبتذلي مانند اين كه قربانيان كهريزك قبل از بازداشت بيمار بوده اند خبري نبود وعاملان جنايات صورت گرفته ،‌نفوذي و ايادي دشمن خارجي معرفي نشدند بلكه در گفت و گو با پدر يكي از قربانيان كهريزك(مرحوم كامراني) وي به صراحت از برخي اظهارات عجيب از جمله اين كه كشته شدگان كهريزك ،‌مننژيتي بوده اند ،‌انتقاد شد و به علاوه سردار تشكري ،‌رئيس بازرسي كل نيروي انتظامي نيز صراحتاً‌ اعلام داشت متهماني كه جنايات كهريزك را رقم زدند ،‌ نيروهاي رسمي اين نيرو از درجه دار تا سرهنگ بوده اند و همچنين ذكر شد كه برخي قضات نيز در اعزام متهمان به كهريزك مرتكب تخلف شده اندكه پرونده هاي آنان نيز در مراجع قانوني تحت رسيدگي است.

در واقع اين بخش از گزارش ،‌رديه اي بود بر اظهارات تعدادي از مسوولان كه همواره تصور مي كنند با پاك كردن صورت مساله و انداختن تقصيرها بر دوش دشمن و عوامل بي نام و نشان نفوذي و ... مي توانند از بحران ها عبور كنند و به زعم خود آبروي نظام را حفظ نمايند يا دوستان متخلف يا مجرم خود را تبرئه كنند.
همچنين بهرامي ، ‌رياست دادسراي نيروهاي مسلح نيز به صراحت گفت كه شرايط و رفتارهاي صورت گرفته در بازداشتگاه عامل مرگ تعدادي از بازداشتي ها بوده است و نه بيماري قبلي آنها و عللي از اين دست.

در واقع تصريح مقامات مسوول بر گناهكار بودن تعدادي از ماموران انتظامي و قضايي ،‌نويد بخش اين بود كه نوعي واقع گرايي در بررسي اين پرونده وجود دارد.

در اين گزارش همچنين به شرايط وخيم بهداشتي در كهريزك و ضرب و شتم بي رحمانه افراد دربند آن اذعان شد و خبرنگار سيما ،‌پاي صحبت برخي افراد شكنجه شده نشست كه از اقدامات انجام شده در دوران بازداشت ،‌شكايت ها داشتند.
در برنامه سيما ،‌همچنين از دستور مقام معظم رهبري در خصوص تعطيلي بازداشتگاه كهريزك و اقداماتي كه متعاقب آن توسط شوراي عالي امنيت ملي ،‌ قوه قضاييه ،‌مجلس شوراي اسلامي ،‌ نيروي انتظامي و استانداري تهران براي پيگيري موضوع و احقاق حقوق بازداشتي ها صورت گرفته نيز اطلاعاتي منتشر شد كه در بخشي از آن  مشخص شد كه تا كنون 98 ميليون تومان به رها شدگان از كهريزك غرامت پرداخت شده و تعدادي از آنان براي درمان عوارض ناشي از بازداشت ،‌به بيمارستان هايي در تهران و كرج معرفي شده اند.
حتي يكي از مسوولان استانداري تهران اين را هم گفت كه براي اشتغال افرادي كه مشكل اشتغال داشته و در پي بازداشت بيكار شده اند با وزارت كار رايزني شده است تا مشكلات آنها حل شود و جالب اينجاست كه برخي آزاد شدگان ،‌تقاضاي وام نيز داشته اند كه با اين تقاضاها هم موافقت شده است.

در بخش ديگري از اين گزارش سردار تشكري از شكايت صدها شهروند از نيروي انتظامي خبر داد و گفت به تمام اين شكايت ها رسيدگي  و هر جا كه ثابت شده ماموران پليس خسارتي وارد كرده اند ،‌غرامت پرداخت شده است.
اين در حالي است كه پيشتر برخي مسوولان مدعي بودند ماموران پليس هيچ تخلفي نداشته اند و خسارت هاي وارده به اموال مردم توسط اراذل و اوباشي بوده است كه لباس پليس پوشيده بودند!

در اين گزارش ،‌ همچنين تصاويري از ضرب و شتم مردم توسط نيروهاي ويژه پليس به نمايش درآمد و هنگامي كه اين تصاوير تكان دهنده پخش مي شد ، گزارشگر سيما در متني كه مي خواند بر لزوم برخورد با اين ماموران تصريح مي كرد و البته تاكيد داشت كه حساب اين افراد را بايد از حساب كليت نيروي انتظامي كه حافظ امنيت جامعه است ،‌ جدا كرد.

در پايان اين گزارش ،‌ سردار تشكري ،‌رئيس بازرسي كل نيروي انتظامي در مقابل دوربين صدا و سيما ،‌رسماً‌ از تمام كساني كه در هر مرتبه اي متحمل خسارت و آسيب شده اند ،‌ عذرخواهي كرد و همچنين محاكمه بي اغماض عاملان جنايات كهريزك و اجراي سريع احكام قضايي درباره آنها ،‌خواسته افكار عمومي جامعه اعلام شد.

از آنجا كه برنامه هايي مانند 20:30 نوعاً‌ عهده دار آماده سازي افكار عمومي براي رويدادهاي آتي هستند و رويكردهاي آنان در سطوح بالا -و نه فقط در حوزه تهيه كنندگان- تدوين مي شود ،‌به نظر مي رسد پخش چنين گزارشي كه در كارنامه سيما كم سابقه و شايد هم بي سابقه باشد ،‌نشان از عزم مسوولان ارشد نظام براي برخورد جدي با عملان جنايات كهريزك داشته باشد .

مع الوصف ،‌اين نگراني وجود دارد كه كل وقايع ناگوار رخ داده بعد از انتخابات ،‌به رويدادهاي تلخ يك بازداشتگاه خلاصه شود و با محاكمه آخرين و ضعيف ترين حلقه هاي "زنجيره قانون شكني"، پرونده مختومه شود. اين نگراني از آن جهت جدي است كه در چنان وضعيتي ،‌هر چند با مجازات مرتكبان نهايي جرائم ،‌ بخشي از عدالت اجرا شده ، اما ريشه ها و بسترهايي كه موجب شكل گيري اين اوضاع و حوادث شده اند ،‌همچنان به حيات خود ادامه خواهند داد و اين زخم ،‌در جايي ديگر ،‌ باز سر برخواهد آورد.

و نكته پاياني اين كه در كنار انتقادات انبوهي كه به 20:30 وارد است ،‌ برنامه طولاني يك شنبه شب آن را بايد يك فراز مثبت دانست و آرزو كرد كه اي كاش رسانه ملي ،‌هميشه -و نه مقطعي و از سر مصلحت- ‌بازتاب دهنده صداي مردم باشد
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 2:57 |

 

راهبردهاي نه‌گانه ميرحسين موسوي براي بازگشت آرامش به جامعه


شهریورماه-14-1388

میرحسین موسوی با انتشار بيانيه‌اي ضمن تاکید بر حفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی، اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسائل روز را ضروری دانست. 
در بخشي از بيانيه نخست‌وزير دورانفاع مقدس كه خطاب به ملت ايران نوشته شده، آمده است: نزدیک به 3 ماه پیش از این، زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای‌تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها، ... و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای ... به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.
در ادامه اين بيانيه آمده است: جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های ... فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند. 
در بخش دیگری از اين بيانيه آمده است: در ماه‌هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟ 

کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران در ادامه بیانیه افزوده است،برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می‌خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور كه جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی‌خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.
استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راه‌کارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند. 
در بخش ديگري از بيانيه مهندس موسوي آمده است: قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از 30 سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و ... هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.

 متن کامل بیانیه شمار 11 میرحسین موسوی  که در سایت "کلمه" انتشار یافته بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!


نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.

جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله  زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.

از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است.

اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.

پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.

از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.

در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟

به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.

قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.

مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.

و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.

اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.

آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.

و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي  اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند  و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي  ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است.
رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت  تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.

مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها  و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.

ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه»  استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.

ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.
و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.

چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب  برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.

صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.

تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند.   آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.

وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.

از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.

گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.

جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.

ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.

ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.

نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.

راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی  نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.

همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود  داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1.     تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2.     اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3.     شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
4.     رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7.    به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9.     تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی
 
ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
 میرحسین موسوی

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 3:17 |

عبدالله رمضان زاده:در جریان بازداشت سرم شکست و دنده هایم خرد شد


شهریورماه-14-1388

سخنگوی دولت اصلاحات که روز چهارشنبه 11 شهریورماه برای آخرین دفاع از خود به دلیل شکایت معاونت حقوقی و پارلمانی نهاد ریاست جمهوری در شعبه 1083 دادگاه ویژه کارکنان دولت به همراهی چند مامور امنیتی حضور پیدا کرده بود، فاش کرد در طول بازداشت برای انجام مصاحبه تحت فشار بود.

در جریان برگزاری این دادگاه یکی از روزنامه‌نگاران با عبدالله رمضان زاده گفتگویی انجام داد که این روزنامه‌نگار، متن این گفتگو را در اختیار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره) مجلس«پارلمان‌نیوز» قرار داد.

به گزارش پارلمان‌نیوز، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با تاکید بر اینکه «هنوز پس از گذشت 80 روز از دستگیری تفهیم اتهام نشده‌ام»، اظهار داشت:«در طول این مدت بارها مورد بازجویی قرار گرفته‌ام و در تمام بازجویی‌ها، شخص بازجو با این که چشم بند بسته بود، در پشت سرم قرار داشت و من هیچ‌گاه بازجو را نمی‌دیدم و این در حالی است که بازجویی‌ها از ساعت 9 یا 10 شب شروع و تا ساعت 3 یا 4 صبح ادامه پیدا می‌کرد.»

وی ادامه داد:«در طول بازجویی‌ها برای انجام مصاحبه همانند مصاحبه‌هایی که آقایان عطریانفر و ابطحی انجام دادند تحت فشار بودم و مسئولان پرونده به من تاکید می‌کردند که در صورت مصاحبه شرایط مطلوبتری برای من فراهم می‌شود با این حال بنده تاکنون انجام مصاحبه را نپذیرفته‌ام.»

رمضان‌زاده، که می‌گفت در طول این بازجویی ها متوجه شدم اتهام بنده شرکت در تجمعات غیرقانونی و اقدام علیه امنیت ملی است، تصریح کرد:«در شرایطی سعی دارند بنده را متهم به شرکت در تجمعات غیرقانونی کنند در‌حالی‌که تنها چند ساعت پس از اعلام نتایج اولیه انتخابات در خیابان سرباز و آن هم با ضرب و شتم دستگیر شدم.»

سخنگوی دولت اصلاحات تصریح کرد:«در جریان بازداشتم، پسر نوجوانم که در آن زمان همراهم بود را مورد ضرب و شتم قرار دادند و علاوه بر آن که سرم شکست، دنده‌هایم نیز خرد شد و بخش‌هایی از بدنم نیز کبود شده که هنوز آثار آن باقی است.»

وی، با اشاره به این که هنوز آثاری از خون بر روی خودروی بنده باقی مانده است، گفت:«با این وضعیت به زندان اوین منتقل شدم و پس از دو روز با وجود زخم‌هایی که داشتم، تنها مقداری دستمال کاغذی برای پوشاندن زخم‌های سرم در اختیارم قرار دادند.»

سخنگوی دولت اصلاحات، با اشاره به این که پس از 76 روز بازداشت در سلول انفرادی فقط یک بار با خانواده‌اش ملاقات داشته از این که خود از وضعیت خانواده‌اش بی‌خبر است و آنان نیز متقابلاً اطلاع چندانی از وضعیت وی ندارند، ابراز نگرانی کرد.

رمضان‌زاده، با اشاره به این که در زندان تحت فشارهای جسمی یا شکنجه نبوده است، گفت:«پس از شروع ماه مبارک رمضان سلول بنده را که فاقد دستشویی بود، با یک سلول دیگر با شرایط کمی مناسب تر تعویض کردند.»

وی بازداشت خود را آن هم پس از اعلام نتایج اولیه انتخابات را تنها یک تسویه حساب سیاسی قلمداد و خاطر نشان کرد:«واقعاً هنوز به من تفهیم اتهام نکرده‌اند و من نیز نمی‌دانم برای چه این همه مدت را در سلول انفرادی سپری کرده‌ام.»

گفتنی است، ماموران امنیتی که رمضان‌زاده را از زندان تا شعبه 1083 همراهی کردند، قصد داشتند برای کنترل گفت‌و‌گوهای احتمالی وی با افراد حاضر در شعبه مذبور همچنان تحت نظر داشته باشند که با تذکر قاضی و این که حضور آنان ممکن است مانع از آن شود که وی به راحتی بتواند از خود دفاع کند، مجبور به ترک جلسه شدند.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 3:9 |
ارهای سیاسی موجب لغو مراسم شب‌های احیا در مرقد امام خمینی (ره)

 

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 2:10 |
میرحسین موسوی با حمزه غالبی دیدار کرد
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 1:54 |
محمدرضا باهنر در جلسه افطاری پنج‌شنبه شب جامعه اسلامی مهندسین در مسجد دانشگاه امام صادق(ع) درباره‌ی روند رسیدگی به رای اعتماد وزرای پیشنهادی توسط نمایندگان گفت: پشت سر مذاکرات رسمی که توسط صدا و سیما و در صحن علنی مجلس مشاهده کردید ده‌ها برابر مذاکرات غیر رسمی وجود داشت، مذاکراتی که گاهی به بحث‌های تندی می کشید؛ البته تمام تلاش ما این بود که این‌ها به صحن علنی کشیده نشود.

به گزارش ایسنا، دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین افزود: با این حال می‌توانم بگویم که در این دو هفته پرتلاش برای مجلس و دولت بحث‌ها هم دوستانه بود وهم جدی. تلاش نمایندگان این بود که به دولت کمک کنند تا فعالیتش را هر چه سریعتر آغاز کند و البته احساس تکلیف می‌کردند که در مورد وزرای پیشنهادی به اعتماد قلبی برسند.

باهنر افزود: راهنمایی مقام معظم رهبری مبنی بر این که به نظر رییس‌جمهور در کارآمدی افراد پیشنهادی اعتماد کنیم بسیار به ادامه بحث ها کمک کرد و البته نظر رهبری این بود که در حوزه سلامتهای شخصی و پاک دستی افراد و درعین حال التزام آنها به قانون اساسی و ولایت فقیه نمایندگان صلاحیت افراد پیشنهادی را احراز کنند.

وی درادامه به پیش بینی اخیر خود مبنی بر رای نیاوردن 4 الی 5 فرد پیشنهادی برای وزارت‌خانه‌ها گفت: برخی از طرفداران دولت این پیش بینی را این طور برداشت کردند که گویی اراده ما این است که این تعداد افراد رای نیاورند در حالی که چنین نیست. ما با توجه به فضایی که درمجلس می دیدیم این پیش بینی را کرده بودیم و احساس می کردیم که چنین اتفاقی بیفتد و البته با توصیه رهبری به خیر گذشت.

باهنر درباره زنانی که برای وزارت خانه ها پیشنهاد شده بودند و تاثیر جنسیت در رای نمایندگان گفت: با توجه به این که برخی مراجع درباره وزارت زنان اعلام مخالفت کرده بودند و فشارهایی که برخی علمای دیگر و حتی برخی از امامان جمعه در این زمینه وارد می کردند، ما بیشتر به دنبال نظر رهبری بودیم. البته رهبری به دولت توصیه کرده بودند که نظر مراجع را لحاظ کنند اما با این وجود می توانم بگویم که خانم‌هایی که در مجلس رای نیاوردند به خاطر جنسیتشان نبود بلکه مجلس درباره توان اداره وزارت خانه توسط آنها قانع نشده بود، به عنوان مثال وزارت آموزش و پرورش ، وزارت خانه ای بسیار حساس و بزرگ است که با مشکلات زیادی مواجه است. مجلس در فرد پیشنهادی این توانایی را نتوانست احراز کند.

باهنر در بخش دیگری از سخنان خود برخی شایعات و اخبار مبنی بر معامله دولت با نمایندگان را رد کرد و گفت: من این چنین شایعاتی را رد می کنم. به کار بردن واژه‌هایی شبیه بده و بستان نمایندگان با دولت و یا معامله نمایندگان بر سر رایشان را نادرست می دانم، چنین مسایلی از ساحت نمایندگان و دولت به دور است.

نایب رییس مجلس افزود: به هر حال همه چیز به خیر گذشت و پیام رهبری بود که نقش مهمی در این زمینه ایفا کرد. در زمان شمارش آرا فضا را این طور می شد دید که اگر توصیه رهبری نبود احتمال داشت که 8 الی 9 نفر از وزرا رای نیاورند و این آغاز خوبی برای دولت نبود. تیزبینی رهبری باعث شد که چنین اتفاقی نیفتد و در مجلس تغییر تحلیل ایجاد شود.

وی افزود: وقتی پیام رهبری رسید نمایندگان نظرشان این بود که اگر عدم صلاحیت احراز شد رای ندهند. علاوه بر سه نفری هم که رای نیاوردند اگر پیام رهبری نبود احتمال می دهیم که وزرای نفت، صنایع ، بازرگانی ، تعاون، راه و ترابری و حتی وزارت خارجه رای نمی آوردند. در سه وزارت‌خانه‌ای هم که افراد معرفی شده رای نیاوردند با توجه به این که رییس‌جمهور می گوید مطالعات بسیار و بررسی‌های فراوانی انجام داده‌اند به نظر من می‌توانند افراد جدیدی را زودتر از موعد مقرر معرفی کنند.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 1:50 |
درخواست اقلیت مجلس براي تعقیب صداوسیما

دبیرکل فراکسیون اقلیت مجلس در نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضائیه که رونوشتی از آن برای رئیس صدا و سیما جهت توقف پخش دادگاه‌های غیرقانونی و غیرشرعی نیز ارسال شده، با تاکید بر تخلف صدا و سیما بر طبق تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری، در پخش این دادگاه‌ها، تاکید کرد:«شخصیت جنایت‌كاران بازداشتگاه‌هایی نظیر كهریزک بالاتر از شخصیت متهمان سیاسی نیست و سرپوش گذاشتن بر این قضیه سبب گسترش آثار سوء اینگونه جنایات و تكرار آن خواهد شد و امید است ترتیبی اتخاذ شود تا هرچه سریعتر عوامل این جنایات در هر سمت و درجه‌ای تحت پیگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلی رسانه‌ای شدن دادگاهها‌،دادگاه این افراد علناً و با حضور رسانه ها تشكیل شود.»

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس، متن کامل این نامه بدین شرح است:

حضرت آیت‌اله لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه

سلام علیكم

با عرض تبریك انتصاب حضرتعالی در مسئولیت قضائی نظام اسلامی و آرزوی توفیق در اجرای این تكالیف خطیر، درخصوص حوادث و وقایع اخیر نكاتی را به استحضار می‌رساند. امید است طلیعه حضور شما در این مسئولیت بزرگ احقاق حق باشد.

همانگونه كه استحضار دارید یكی از مسائل تلخ حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری مسأله فاجعه بار هتك حرمت و رفتارهای زشت بعضی از مأموران با بازداشت شدگان است كه نقض آشكار اصول متعدد در قانون اساسی و حقوق انسانی است كه اگر با اطلاع و موافقت مقامات مافوق بوده جسارت و قانون ستیزی آن مضاعف بوده و اگر بدون موافقت مقامات مافوق بوده موجب تأسف و شرمساری است كه در بازداشتگاه‌های رسمی كشور چنین اتفاقاتی رخ دهد.

اخیراً جناب آقای احمدی نژاد عاملان اقدامات زشت بازداشتگاه‌ها و كوی دانشگاه را افراد نفوذی و برانداز اعلام نموده‌اند كه بر ابهامات قضیه افزوده است. اكنون كه دادگاه متهمان سیاسی (با وضعی ابهام‌آمیز) در غیاب وكلای انتخابی آنان بصورت علنی و جهت دار برگزار می‌شود و همه رسانه ها آن را پوشش داده و رسانه ملی با نقض آشكار قانون قبل از اثبات هرگونه اتهام و صدور حكم اقدام به پخش سراسری جلسات محاكمه نموده و حتی عناوین جعلی جرائمی را تبلیغ نموده و به متهمان نسبت می‌دهد كه در نظام قانون‌گذاری ایران وجود ندارد (همانند متهمان كودتای مخملی)؛ توجه حضرتعالی را به تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری معطوف می‌نماید كه مقرر می‌دارد: «منظور از علنی بودن محاكمه، عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسیدگی است. خبرنگاران رسانه‌ها می توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مكتوب تهیه كرده و بدون ذكر نام یا مشخصاتی كه معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاكی و متشكی عنه باشد منتشر نماید. تخلف از قسمت اخیر این تبصره در حكم افتراء است»

بنابراین اقدامات صداوسیما نقض و تخلف آشكار مفاد این قانون بوده و قابل تعقیب كیفری است كه از حضرتعالی تقاضای رسیدگی دارد.

علی ایحال از آنجا كه عدالت در قضا اقتضای مساوات در رسیدگی به جرائم را دارد و شخصیت جنایت‌كاران بازداشتگاه هایی نظیر كهریزك بالاتر از شخصیت متهمان سیاسی نیست و سرپوش گذاشتن بر این قضیه سبب گسترش آثار سوء اینگونه جنایات و تكرار آن خواهد شد و از آنجا كه حضرتعالی مرجع شهروندان در رسیدگی به تظلمات از حقوق آنان هستید امید است ترتیبی اتخاذ فرمائید تا هرچه سریعتر عوامل این جنایات در هر سمت و درجه‌ای تحت پیگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلی رسانه‌ای شدن دادگاهها‌،دادگاه این افراد علناً و با حضور رسانه ها تشكیل شود. پیشاپیش از بذل توجه حضرتعالی در حفظ حقوق شهروندان تقدیر و تشكر می نماید.

باتشكر و احترام

محمدرضا تابش

دبیركل فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی

 

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 1:44 |
مطهري: احمدی نژاد میان ”ولی فقیه“ و ”ولایت مشایی“ چگونه جمع می‌بندد؟

ایلنا: نماينده مردم تهران با تاکید بر اینکه مخالفت با برنامه دولت به معنی سیاه بینی نیست گفت: کابینه معرفی شده در مجموعه ضعیف و به متناسب با توانایی‌های اصولگرایان و کشور نیست.

علي مطهري در مخالفت با برنامه هاي دولت گفت: براساس رهنمود رهبری، مجلس تلاش می‌کند توام با مماشات و همراهی از کاستی‌های دولت نیز جلوگیری کند.

وی با تاکید بر اینکه بالاترین مصلحت تشکیل یک دولت قوی است گفت: مجلس نمی‌تواند اکنون تحت تاثیر فشارهای روانی و رسانه‌ای به دولت رای ضعیف دهد و در طول 4 سال آینده با تذکر،سوال و استیضاح با دولت اصطحكاك به وجود آورد.

مطهري تصريح كرد:ریشه نقاط ضعف دولت به این بر می‌گردد که رییس جمهور محترم همگرایی وزرا را با تحت فرمان بودن وزرا اشتباه گرفتند.

وي ادامه داد:وزرا نه تحت فرمان مجلس هستند و نه تحت فرمان رییس جمهور بلکه تحت فرمان مردم و قانون هستند.

نماينده مردم تهران با اشاره به اصول 84 ، 137 و 139 قانون اساسی گفت: فرق معاون رییس جمهور و وزیر در پاسخگویی آنهاست و در مجموعه از صحبت‌های رییس جمهور می‌توانیم این برداشت را کرد که درک غلط از همگرا بودن سبب شده است شاهد عدم حضور افراد صاحبنظر و مستقل به تعداد قابل قبول باشیم.

وی با تاکید بر اینکه وزرا باید تابع سیاست‌های کلی نظام و شوراهای عالی کشور باشند گفت: نمی‌توان با این دلیل که رییس جمهور منتخب مردم است انتظار داشت وزرا تابع افکار سیاسی واقتصادی و فرهنگی او باشد.

مطهری افزود: در زمان خاتمی که ایشان نیز در صحبت‌هایشان نظریه‌پردازی می‌کردند مهمترین انتقاد ما این بود که رییس جمهور ایدئولوک نظام نیست ایدئولوژی نظام در جای دیگری تعیین می‌شود و وی مجری سیاست‌های نظام است.

وی تصريح كرد: حتی اگر 40 میلیون نفر هم به احمدی‌نژاد رای داده بودند باز هم نباید انتظار داشت که وزرا تابع دیدگاه‌های رییس جمهور باشد.

نماینده مردم تهران تاكيد كرد: به عنوان نمونه در حوزه سیاست‌های فرهنگی رییس جمهور تحت تاثیر اسفندیار رحیم مشایی فرد لیبرال هستند و خودشان اعلام کردند که اعتقادی به نظارت و مساله حجاب و ممیزی کتاب ندارند و یا جواز او حضور زنان را در ورزشگاه علی‌رغم مخالفت مراجع تقلید صادر کردند.

مطهري با طرح اين پرسش كه آیا می‌شود وضعیت فرهنگ کشور را تحت فرمان چنان نظریاتی که خلاف اصول مسلم اسلامی است قرار داد و یا اینکه در مورد پوشش اسلامی که در هیچ سوره ای مانند دوره ایشان انحطاط پیدا نکرده است به نظرا ت آقای احمدی نژاد قائل بود،گفت: رییس جمهور در وزارتخانه حساس مانند اطلاعات ، کشور ، نفت و امور خارجه کسانی را معرفی کرده‌اند که مهمترین شاخص‌شان مدیر بودن است و این کار برای نيت پاك خود رییس جمهور در این بخش‌ها صورت گرفته است.

وی با تاکید بر اینکه این کارها به صلاح کشور نیست، گفت: در روزهای اخیر پس از عزل وزیر اطلاعات رییس جمهور معاونان راهبردی این وزارتخانه را به طور غیر قانونی تغییر داد در صورتی که نمی‌توان این کار جز با حضور وزیر دارای اجتهاد انجام داد.

وی با اشاره به اینکه رییس جمهور علاوه بر شاخص همگرایی به گفته خودشان به دو شاخص اخلاق و کارآمدی نیز توجه کرده‌اند گفت: برخی وزراء از این شاخص‌ها نیز بهره کافی ندارد خانم آجرلو در جریان رای اعتماد به محصولی به عنوان مخالف ثبت نام کردند ولی در موافقت صحبت کردند و تا وقتی به دستور ریاست مجلس بلندگوی‌شان قطع شد 4 دقیقه وقت اضافه را به مخالف واقعی ندادند.

مطهري تاكيد كرد:برخی نیز با کادو و برگزاری میهمانی‌های غیر معمول تلاش کردند بر رای نمایندگان تاثیر بگذارند.

وی ادامه داد: نیک‌زاد وزیر پیشنهادی مسکن در آستانه رای اعتماد یادش افتاده است برای بازسازی مساجد و روستاها اعتبار تخصیص دهد از نظر ما چنین کارهایی پایه اخلاق را متزلزل می‌کند و کسانی که اصرار به وزارت از هر راهی ولو نامشروع دارند شایستگی این منصب را ندارند.

مطهري خاطر نشان كرد: در برخی وزارتخانه مانند نفت و نیرو وزرا بدون هرگونه تجربه مرتبط به عنوان وزیر معرفی شده‌اند.

اگر ابتدای انقلاب چاره‌ای نبود و وزارتخانه محل آموزش وزیر بود اکنون و پس از سه دهه این قبیل اقدامات توجیهی ندارد این وزرا هر قدر که باهوش و مدیر باشند لااقل یک سال زمان نیاز دارد تا مسلط شوند. و این مسایل به نفع کشور نیست.

وی گفت: ایراد ما این است که چرا برخی در جای خود قرار نگرفتند و جابجایی بدون دلیل چه ضرورتی دارد.

مطهری با اشاره به حذف برخی وزرای موفق دولت نهم مانند لنکرانی و فتاح گفت: آیا درست است کسانی که بر التزام خود به ولایت فقیه تاکید کردند به خاطر علاقه شما به آقای مشایی حذف شدند در این صورت در چهار سال آینده میان ولی فقیه جامع الشرایط و ولایت مشایی چگونه جمع می‌بندید.

مطهري ادامه داد: انتظار دیگر ما این است که وزرای معرفی شوند که در مقابل دستورات خلاف قانون رییس جمهور مقاومت کند وزیردولت نفت نهم در پاسخ به سوال نمایندگان که چرا مازاد بنزین بر خلاف قوانین مجلس و بدون آوردن لایحه اصلاح بودجه تامین کردید گفت:چهار بار در مقابل دستور رییس جمهور مقاومت کردم و تسلیم نشديم.

مطهری با اشاره به برخی آموزهای دینی گفت: در روایات آمده است که هرکس به نظر خود اکتفا کند هلاک می‌شود و براین اساس انتظار می‌رود رییس جمهور بیشتر با مجلس مشورت کند .

وی درپایان انتقاد به کلیات برنامه رییس جمهور را به معنای نادیده گرفتن ویژگی‌هایی مانند اعتماد به نفس ستودنی رییس جمهور و بازگرداندن سلامت انقلاب در مقابل غرب ندانست و گفت: صلاحیت وزرای پیشنهادی را براساس مسوولیت‌های دینی و ملی خود و بدون حب و بغض بررسی خواهیم کرد.

نطق مخالفت احمد توکلی با وزرای پیشنهادی ؛ او متهم اصلی است

ایسنا: احمد توكلي در مخالفت با كابينه پيشنهادي گفت: هميشه دولت‌ها محتاج كارآمدي‌اند تا بتوانند اهداف خويش را در خدمت رساني به مردم محقق سازند. كارآمدي يكي از پايه‌هاي مشروعيت است. در وضعيت فعلي كشور، به دليل حوادث حين و پس از انتخابات واگرايي قابل اعتنايي در جامعه رخ داده است. كارايي دولت، غير از حسن ذاتي هميشگي در كاهش اين واگرايي و احياي وحدت بيشتر قطعا موثر است.

بخش های از سخنان احمد توکلی :

*در وضعيتي كه ركود به دليل شرايط جهاني و سياست‌ها و عملكرد دولت نهم رو به گسترش است، سرمايه‌گذاري در ماشين‌آلات كه شاخصي براي رشد ظرفيت توليدي آينده است، وضع مناسبي ندارد، (نرخ رشد اين شاخص از 83 تا 86 به ترتيب 14، 3/5، 3 و 1/2 درصد بوده است، نماگرهاي اقتصادي شماره 54).

به مواردي از اثر تركيب كابينه بر واگرايي اشاره مي‌كنم:

اول- وزير پيشنهادي علوم رئيس ستاد انتخاباتي بود كه آن ماجراهاي تلخ را در پي داشت. وي از نظر معترضان كه گرچه اقليت‌اند جمع كثيري از مردم را تشكيل مي‌دهند، متهم اصلي است. البته بنده اين اتهام را ناوارد مي‌دانم، ولي احساس آنها امري واقعي است. به نظر مي‌رسد اكثريت دانشگاهيان جز اين دسته‌اند. وزارت چنين فردي به واگرايي دانشگاه و دولت كمك مي‌كند يا به همگرايي؟ آيا از نظر سياسي و كارايي دولت به مصلحت است؟

دوم- وزير پيشنهادي كشور يك نظامي خوش سابقه داراي پيشينه فني است، در وضعيتي كه دشنمان خارجي و كثيري از معترضان دولت را به استناد برخي واقعيت‌ها و يا براساس برخي توهمات به سلب آزادي و فشار متهم مي‌سازند انتخاب يك نظامي براي سياسي‌ترين وزارت‌خانه داخلي به صلاح است؟ به احياي آبروي آسيب ديده نظام در جهان كمك مي‌كند؟ به ترميم شكاف در جامعه مدد مي‌رساند؟

سوم- در حوادث اخير گله و دلخوري هنرمندان، نويسندگان، اصحاب رسانه و فرهنگ از دولت افزايش يافته است، معرفي شخصيتي كه شهرتش بيشتر از آنكه فرهنگي باشد سياسي و جناحي است، گرچه ذاتا و در عالم ثبوت فرهنگي باشد، آيا اين انتخاب قشر موثر مخاطب وزارت‌خانه را دلگرم مي‌سازد يا دلخورتر مي‌كند؟

چهارم- معرفي وزراي زن، آن هم افرادي بي تجربه يا كم تجربه چه نتيجه‌اي دارد؟ اگر مجلس بدون اعتنا به جنسيت براساس مقياس كارآمدي راي ندهد، دسته كثيري از مردم را از مجلس ناراحت مي‌كند و اگر از ترس جوسازي به زنان ناكارآمد راي دهد، دسته ديگري معترض مي‌شوند. اين مورد در هر دو سر واگرايي‌ساز است.

مصاديق ديگري هم هست، آقاي رئيس جمهور پاسخ دهند كه چرا انتخاب‌هاي چالش برانگيز را ترجيح داده‌اند؟ و چرا وزيراني كه مجلس به آنها راي داده بود بدون توضيح كافي عزل شدند يا معرفي نشدند. عزل در مجلس با فرايند استيضاح است و علت‌ها با شفافيت به آگاهي مردم مي‌رسد ولي عزل رئيس جمهور چطور؟

5- نكته آخر در مخالفت با تركيب كابينه از حيث تجربه است، تنها يك وزير معرفي شده چهار سال دولت نهم را وزير بوده است، 4 نفر بخشي از دوره نهم را با رئيس جمهور تجربه اندوخته‌اند، 16 وزير پيشنهادي سابقه‌اي در وزارت پيشنهاد شده ندارند كه 11 تن از آنها نيز نسبت به وزارت‌خانه پيشنهادي يا هيچ تجربه‌اي ندارند يا تجربه اندكي داشته‌اند. گويي رئيس جمهور محترم به انباشت تجربه و پيشينه مديريتي و نقش آن در كارآمدي توجه لازم را ندارند.

به عنوان يك نماينده فكر مي‌كنم و نمي‌دانم نمايندگان چقدر با اين فكر موافقند كه مجلس مجبور است براي حفظ منافع مردم و كشور به كارآمدي كه اجزاي مقوم آن را برشمردم توجه كند و وزراي پيشنهادي را از اين حيث ارزيابي كند و بعد تصميم بگيرد.

خدايا چنان كن سرانجام كار تو خشنود باشي و ما رستگار

يوسف‌نژاد: برنامه‌هاي وزرا كپي و در حد شعار است

فارس: نماينده مردم ساري در مجلس گفت: برنامه‌هاي وزرا كپي شده از برنامه‌هاي قبلي و برخي از آنها شعار است و آن چيزي كه از وزرا مي‌خواهيم راهكارهاي عملي و قوانين بالادستي مي‌باشد كه با واقعيات‌هاي موجود در ارتباط باشد

 يوسف نژاد گفت: مجلس مميز نهايي براي تعيين وزرا است چراكه دولت پيشنهاد دهنده و تكليف اصلي با مجلس است و بعد از آنكه وزير پيشنهادي به عنوان وزير كابينه دولت دهم معرفي شد، زير كليد و دستور رئيس‌جمهور رفته و سياست‌ها را اجرا مي‌كنند كه اين نكته بسيار نكته مهمي است.
نماينده مردم ساري در مجلس با بيان اينكه قصد و نيت مجلس همكاري با دولت است، افزود: كمك مجلس به دولت قبلا نيز انجام داده شده است و ما خوشحال نمي‌شويم كه وزارتخانه‌اي با سرپرست و بدون وزير اداره شود و اين مسئله باعث نگراني اعضاي وزارتخانه مي‌شود بنابر اين بنده معتقدم كه با واكاوي،‌دقت و بررسي به نيازهاي جامعه بايد وزير پاسخگو باشد.

عضو فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اينكه ترازوي يك وزير و كابينه‌اي در خصوص قدرتمند و منسجم بودن چيست و با چه معياري به اين نتيجه رسيده‌ايم؟ يادآور شد: يكي از معيارهاي وزير كارآمد، تحصيلات او است و اين تحصيلات بايد مرتبط با وزارتخانه مربوطه باشد.

وي در خصوص دومين معيار يك وزير كارآمد گفت: اگر تجربيات و مديريت در سطح عالي مرتبط با آن وزارتخانه نباشد، مطمئنا تبديل به يك حالت منفي خواهد شد و داشتن برنامه‌ها يكي ديگر از معيارهاي يك وزير است.

نماينده مردم ساري با بيان اينكه بنده با خيلي از وزراي پيشنهادي موافق هستم، تصريح كرد: سابقه و مديريت برخي از وزراي پيشنهادي براي بنده قابل قبول است و " رئيس‌جمهور محترم نيز در اين خصوص به موضوعات عمومي يك وزير اشاره كردند و شرايط عمومي يك وزير چيز مهمي نيست ".

عضو فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي با تاكيد بر اينكه شرايط اختصاصي يك وزير مهم است، گفت: شرايط اختصاصي يك وزير مهم است چراكه در مسائل بحراني و حساس مي‌تواند تصميم‌گيري كند كه اين يك نكته ظريف و مهم است كه تراز اين كابينه متاسفانه در اين خصوص و انسجام كابينه منفي است.

يوسف‌نژاد ادامه داد: قابليت‌هايي كه در كابينه براي حل اصلي و اساسي مشكلات مي‌باشد منتفي است ومهمتر از شعارها، پايبندي به اين شعارها مي‌باشد.

وي خاطرنشان كرد: اين مجلس بيشترين آرا را در دوره قبلي به وزرا داده اما فقط 5 نفر از اعضاي كابينه مانده است، دو نفر جابجا و 14 نفر از افراد كابينه بيرون رفتند و باعث تنگ‌تر شدن حلقه شده است.

عضو فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه بركنار شدن اين 14 نفر به چه اعتباري بوده است، تصريح كرد: پايبندي به اعتقادات و تعهدات به مجلس بسيار مهمتر از شعارهاي آنها مي‌باشد.

يوسف‌نژاد با اشاره به جملاتي از رئيس‌جمهور در 4 سال پيش گفت: "آقاي رئيس‌جمهور 4 سال پيش در خصوص آقاي پورمحمدي گفته بود كه ايشان عالم است و تجربه فراواني دارد و مجلس نيز راي بالايي به ايشان داد و در خصوص آقاي محسني اژه‌اي گفته بود كه ايشان عالم است ،‌دانشمند است و دلسوز مردم است و مي‌تواندمشكلات مردم را برطرف كند و در همين خصوص نيز در خصوص آقاي جهرمي و بقيه وزرا نيز گفته است اما الان جاي آنها كجاست ".

وي تصريح كرد: بنابراين فكر مي‌كنم كه اين كابينه يا برنامه‌ها بايد تاثيرگذاري آن را در عمل شاهد باشيم.

نماينده مردم ساري با بيان اينكه استقبال مي‌كنيم رئيس‌جمهور رويكرد جديدي در خصوص انتخاب وزير زن در كابينه عنوان كرده است اما تصميم‌گيري‌ ما بر اساس مصلحت‌هاي جنسيتي يا حزبي و يا گروهي نيست گفت: ما در مقابل مردم قرار داريم و بايد در مقابل آنها پاسخگو باشيم و وزيري را بايد انتخاب كنيم كه باعث آرامش، آسايش، تامين اجتماعي، رشد اقتصادي و مسائل فرهنگي مردم باشد اما آنها را در برنامه مشاهده نمي‌كنيم.

عضو فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي با تاكيد بر اينكه برنامه وزرا برنامه‌اي منفك است، يادآور شد: وزرا بايد برنامه‌اي انتخاب كنند كه از قوانين بالا دستي يعني اصل 44 و چشم‌انداز 20 ساله بايد از دغدغه‌ها وزرا باشد اما در برنامه‌هاي آنها به آن اشاره نشده است.

يوسف‌نژاد با اشاره به اينكه هيچ انسجامي در برنامه‌ها نيست كه بخواهيم به آن اعتماد كنيم و سرمايه‌هاي وزارتخانه را در اختيار قرار گيرند.

وي با بيان اينكه يكي از مهمترين نكات مهم وزرا آن است كه مديريت و استراتژي درست در شرايط بحراني داشته باشد، تصريح كرد: برنامه‌هاي وزرا كپي شده از برنامه‌هاي قبلي و برخي از آنها شعار است و آن چيزي كه از وزرا مي‌خواهيم راهكارهاي عملي و قوانين بالادستي مي‌باشد كه با واقعيات‌هاي موجود در ارتباط باشد و مسائل رشد سرمايه‌گذاري، معاش مردم، بيكاري، تورم، مسكن و مسائل ديگر بايد اتحاد و انسجام خاص را داشته باشد و آن همگرايي و انسجامي كه رئيس‌جمهور مي‌گويد به آن برسيم نه در ديدگاه و مسائل ديگر آنها.

اين نماينده مردم افزود: هيچ وقت سابقه نداشته كه كابينه‌اي تا اين قدر عزل، نصب و تغيير داشته باشد و خواهش مي‌كنم نمايندگان بيشتر به مسائل كشور توجه داشته باشند.

 

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 2:22 |
خاتمي: در صحنه می‌مانیم

رييس دولت اصلاحات تاكيد كرد: به‌رغم تمام فشارها برای بیرون کردن اصلاح‌طلبان و عقلای منصف از صحنه، در صحنه می‌مانیم.

به گزارش ايلنا، سیدمحمد خاتمی در ديدار با اعضاي شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با تشکر از حضور و بیان نقطه نظرات اعضای این شورا و آرزوی برخورداری همگان از برکات ماه مبارک رمضان تلاش و فعالیت مستمر جبهه اصلاحات را ستود. وی افزود: «لازم می‌دانم بر این نکته تاکید کنم که اصلاح‌طلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب سایر تشکل‌ها، باید با قوت در صحنه حضور یافته و به فعالیت خود ادامه دهند.» رييس دولت اصلاحات تصریح کرد: «آنچه که در این ایام رخ داده خود دلیلی است محکم برای حضوری قوی‌تر در صحنه با شعار اصلاح‌طلبی؛ چرا که ما همه دلبسته به انقلاب هستیم نه پشیمان از انقلاب.»
رييس بنیاد باران تاکید کرد: «آنچه امروز مایه نگرانی است خطری است که جمهوری اسلامی‌، یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را تهدید می‌کند.» رييس موسسه بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها تصریح کرد: «امروز باید مصمم‌تر از پیش بر خواسته بحق جنبش اصلاح‌طلبی یعنی «تغییر» پای فشاریم. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تاکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانونی اساسی و آرمان‌های امام و انقلاب است.»
وی در ادامه خاطرنشان كرد: «مگر آنچه مردم در انتخابات فریاد زدند چیزی جز این بود؟ مگر مردم چیزی جز حاکمیت رای مردم و عدالت و کرامت انسان و اخلاق و بازگشت به اصول قانونی اساسی و حتی بازگشت به مسیر رسیدن اهداف سند چشم‌انداز مطالبه کردند؟»
وی ادامه داد: «اتفاقا این حرف، حرف انقلابی است و هر کس خلاف آن را دنبال کند، بر ضد انقلاب و مسیری که امام و مردم در انقلاب برگزیدند، حرکت می‌کند.» رييس دولت اصلاحات با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، اظهار کرد: «بی‌اعتنایی آشکار به نظر خیرخواهان و برخوردهای نامناسب زیان‌های هنگفتی را متوجه نظام ساخت؛ دشمنی با انقلاب و نظام امری است که همواره پس از پیروزی انقلاب به اشکال نظامی، تبلیغاتی و سیاسی و ... وجود داشته و دارد، اما تلاش برای نسبت دادن حرکت آرام و متین مردم در اعتراض به نتایج انتخابات به اغتشاشی که عامل بیرونی دارد، اشتباهی بسیار بزرگ و پرهزینه برای نظام بود.»
رييس بنیاد باران یادآور شد: «از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی ‌در ایران، بزرگ‌ترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایه‌های اجتماعی کشور بوده است.» وی در بخش دیگری از سخنانش تاكيد كرد: «آنچه تاکنون رخ داده از جمله برگزاری دادگاه‌ها از سوی هیچ یک از علمای بزرگ دینی، نخبگان حوزه و دانشگاه و جامعه و فرهیختگان، جریان‌های مستقل سیاسی و حتی افکار عمومی‌ مورد پذیرش و تایید قرار نگرفته است و این خود نشانگر اشتباه بزرگی است که رخ داده است.»
رييس دولت اصلاحات تاکید کرد: «جریان خاص امروز به هر روشی و با هر نسبت ناروایی قصد دارد چهره‌های خوش سابقه نظام را به جرم دفاع از حقوق مردم دشمن معرفی کند! این مایه سرافکندگی است که کسانی امروز به خاطر دفاع از حقوق مردم و خواست تطبیق روش‌ها با اصول قانون اساسی، آیین دادرسی و حقوق شهروندی مورد حمله‌ای این‌چنین ناجوانمردانه قرار گرفته‌اندوی ادامه داد: «تریبون مقدس نماز جمعه در اختیار عده‌ای قرار گرفته که به شخصیت‌های برجسته نظام و مراجع بزرگوار شیعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان می‌شوند، مگر همین‌ها نبودند که مرجعی بزرگوار را که افتخار عالم تشیع است، دست نشانده انگلیس معرفی کردند؟ و به‌حمدا... در نزد مردم هم از اعتباری برخوردار نیستند.» رييس بنیاد باران افزود: «حرفی که امروز هم خواست مردم و ما از رييس محترم جدید قوه‌قضائيه است، جلوگیری از سم‌پاشی و فضاسازی برای تخریب افراد با نسبت‌های ناروا و یک سویه خلاف قانون و شرع و نیز رعایت موازین از جمله آیین دادرسی در بازداشت و محاکمات است.»
خاتمی تصریح کرد: «به صراحت تاکید می‌کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین بی‌اساس بزرگ‌ترین توطئه علیه انقلاب است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض‌اند.»
خاتمی خاطرنشان کرد: «انشاء‌ا... مسوولان نظام هم با پایان دادن به روش‌های غلط و آزادی زندانیان و پایبندی به موازین و اصول قانون اساسی و برخورد جدی با خاطیان و جنایتکاران اصلی، این راه را هموار سازند و اعتماد لطمه خورده مردم را با تدبیر و حسن نیت ترمیم کنند.»

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 1:51 |

پاسخ کروبی به احمد توکلی:امروز سکوت برخلاف همه مصلحت هاست 

به گزارش خبر انلاین  هفته قبل احمد توکلی که دبیرکل حزب اعتماد ملی را از رفتاری که در پیش گرفته است برحذر داشته بود به او نامه نوشت

ب

بخشهایی از این نامه که سایت حزب اعتماد ملی آن را منتشر کرده به شرح زیر است:

1.  از سر دلسوزی مرا از سقوط در چاه ویل بر حذر داشته اید.از امثال بنده و جنابعالی انتظار است در دفاع و دلسوزی از نظام و حقوق مردم به شفاف سازی و تعریف تمام ابعاد و علل و عواملی که سبب حفر و ایجاد این چاه ویل شده و راهکارههای عینی و عملی و واقع بینانه ای که باید به تخریب یا پلمپ این چاه ویل بکار گرفته شود بپردازیم.

2. از فردی فاضل مثل جنابعالی خصوصا" در ساحت نماینده مجلس و رئیس مرکز پژوهش های مجلس، یک بعدی نگری و یکجانبه داوری نمودن زیبنده نیست


3. حرمت شکنی ها و حملات شدید برخی از شخصیت های حقوقی و حقیقی و دهها نهاد دولتی و تریبونهای نماز جمعه به فرزندان امام و انقلاب و دلسوزان نظام در سطوح مختلف بخصوص از ناحیه برخی جراید که متعلق به بیت المال بوده و مسوولیت سنگین خویش را با اطمینان خاطر از آنکه هیچ کس را یارای تعرض و بازخواست از آنان نیست، در بی آبرو ساختن، تهمت و افترا زدن و خراب نمودن چهره های خدوم نظام اعم از زن و مرد، روحانی و غیر روحانی، استاد و دانشجو دانسته و کسی را از گزند و سمپاشی های کریه آن امانی نیست.
آیا این وضعیت تاسف بار را نمی بینید ؟! چگونه است که از کنار این مسائل تلخ براحتی عبور می کنید؟!

4.  آیا ما به سوی آبروی نظام تیر انداختیم یا این تیر منیت اصحاب قدرت بود که با یورش ناجوانمردانه به اجتماعات آرام و مدنی مردم، آنان را مورد ضرب و شتم، دستگیری و زندانی، رها کردن در بیابان ها و شکنجه و قتل قرار داد .


5. فرموده اید اگر امام امروز در قید حیات بود با شما چگونه برخورد می کرد؟
می خواهم اجازه بدهید همین سوال را من از جنابعالی داشته باشم و شما را مخاطب قرار دهم زیرا به عنوان شخصی که از جریان فکری حوادث اخیر دفاع می کنید و برای نمونه مثال هایی را هم در حوزه های مختلف مطرح کرده اید، بنظر می رسد این دفاع را باید مورد قضاوت افکار عمومی و وجدان های بیدار قرار گیرد تا مشخص گردد که چه اشخاص و گروه هایی آتش را شعله ور نموده و سلاح برای حمله به جمهوری اسلامی به دست دشمنان داده و میدهند.
الف : همگان اذعان دارند امام در دفاع جانانه و بی وقفه از جایگاه والا و مقدس مرجعیت که همواره در غیبت امام معصوم (ع) مهمترین عامل برای احیای اسلام ناب محمدی و احقاق حقوق حقه مردم می باشد، لحظه ای از مجاهدت و پایداری در این راستا دست بر نداشتند و تا آخرین لحظه عمر مدافع این اندیشه ناب بودند ولی متاسفانه سالهاست فضای سیاسی جامعه را چنان مسموم و آلوده کرده اند که حتی برخی از آن بزرگواران به جهت حفظ حرمت خویش و ترس از شکستن شیشه خانه هایشان در دفاع از حق، مجبور به سکوت گشته اند!
ب : جناب آقای توکلی آیا اصل شکل گیری این انقلاب همه به برکت مرجعیت نبوده؟! مگر نه آنکه نقش پر عظمت مرجعیت و شخص حضرت امام (ره) بعنوان یک مرجع عظیم الشان و عالیقدر به نحوی بود که در زندانهای رژیم گذشته از شما و مای زندانی مورد بازخواست های شدیدی قرار می گرفت.
ج : همانطوری که همگان اطلاع داریم امام مرجع بزرگ و با عظمتی بود ولی همین امام زمانیکه آیت الله سید حسن طاهری از سوی ایشان بعنوان نماینده عازم پاکستان می شود، امام تاکید می فرمایند در رابطه با تقلید بحث نکنید که مردم در انتخاب مراجع آزاد هستند فلذا مقلدین سایر مراجع را محترم شمارید.
د : زمانیکه من نماینده امام (ره) در حج بودم کسانی اصرار داشتند که منحصرا ً فتاوای امام در کاروانها و در ایام حج گفته و اجرا شود و از فتاوای سایر علما خودداری شود که این امر مورد اعتراض معظم له واقع و برآشفته شدند و فرمودند جلوی این مسائل را بگیرید، شما به تقلید مردم چه کار دارید و فتاوای علما همگی گفته و اجرا شود.
و یا در همان زمان برادر عزیزی که مشهور هم بود مقلد حضرت آیت الله العظمی خوانساری هستند و در بعثه هم حضور داشتند و مسوولیت سنگینی هم داشتند و در حالیکه مناسک مرحوم حضرت آیت الله العظمی خوانساری را در دست داشته و بدان عمل می نمودند ولی هیچ کس حق نداشت و جرات نمیکرد در خصوص مرجع تقلید ایشان مطلبی را بیان نماید.
ز : از موارد دیگر استقلال حوزه های علمیه و اداره آن توسط بزرگان حوزه است که امام (ره) بسیار حساس بودند.آیا در حال حاضر نیز به اتفاقاتی که قبلا" مکرر رخ داده و امروز نیز ادامه یافته که حتی در نماز جمعه مورد عتاب آیت ا... امینی نیز قرار گرفته، گلایه مند بوده و اعتراض خویش را همانند سایر بزرگواران علنی نموده اند.

6. جناب آقای توکلی من و شما از سال 59 وارد مجلس شدیم و سه دوره انتخابات مجلس در زمان حیات امام انجام گردید، نظارت شورای نگهبان بر این انتخابات و در زمان حیات ایشان چگونه بود؟ چه شده است که اکنون حاکمیت شورای نگهبان به شکلی مبدل گردیده که نظارت آنان عامل استقرار یک جریان فکری و حذف جریان فکری رقیب و به واقع دخالت صریح در اجرا گردیده است و متاسفانه نظام را از خدمات اجرائی افراد مومن، انقلابی و خدوم به نظام مقدس جمهوری اسلامی محروم نموده است.

7. مبارزه با خرافات و حاکمیت ارتجاع و چهره هایی که اصولا" امام (ره) ورود آنان را به منهاد های انقلابی منع فرموده بودند و کارهایی که موجب وهن نظام مقدس جمهوری اسلامی و توسط افراد خودسر انجام می شد و امام تاکید داشتند که از اعمال آنان جلوگیری و با مرتکبین به شدت برخورد و مسببین مورد محاکمه قرار گیرند و اتفاقاتی که در خیابانها و در تماس با اینجانب و هیات حقیقت یاب مجلس به آنها اشاره شد و مسائل اخیر همه و همه موجبات نشان دادن چهره غیر واقعی از اسلام و انقلاب و امام (ره) گردید و انصاف خواهید داد که عملکرد چه اشخاص و گروه هایی به مسوولیت خویش در قبال مردم و رهبری عمل نموده اند و سایر نمونه هایی که در این مقال، فرصت پرداختن به آنها میسر نمی باشد سوالی است که می بایست سناریو نویسان کودتای انتخاباتی و آمرین و مباشران و مجریان حوادث پس از انتخابات بدان پاسخ دهند که اگر امام امروز در قید حیات بود با آنان چگونه برخورد می کرد.


8. اما در راس نگارش نامه سرکرده منافقین (مسعود رجوی)جناب آقای توکلی ما که به اتفاق در زندان بودیم و منافقین را می شناسیم، نوشتن نامه توسط او چه ارتباطی به من دارد؟! مگر شما اطلاع ندارید که من از داخل زندان با آنها درگیر و مشکل داشتم. خدا وکیلی واژه وااسفا و خون گریه کردن و از غصه جان دادن زیبنده مسببین و موثرین در جنایاتی که بعد از حوادث انتخابات روی داد، نمی باشد؟!

توقع بنده از جنابعالی که از زندان رفته های رژیم گذشته هستید و همیشه و در همه حال تمایز بین گروه های سیاسی را به راستی و درستی تشخیص می دادید و گرو ههای تروریستی من جمله منافقین را به خوبی می شناسید بیش از این بوده و این سخن جنابعالی برای من بسیار گران تمام شد. مطمئنا" شما از آن جمله افرادی که شناخت ندارند و یا مغرضند و یا جهل به گروه های سیاسی و ... دارند، نیستید که اگر جز این بود هرگز شما را مخاطب خویش قرار نمی دادم.
مواضع بنده چه در قبل از انقلاب و در دوران سخت و تلخ زندان های ستم شاهی و چه بعد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی همیشه شفاف و روشن بوده است.
در پایان لازم است به حضور عرض نمایم، که براستی آقای توکلی آن مصلحتی که باید همه بخاطر آن و برای پرهیز از سقوط در چاه ویل، دین و شرف و مردانگی و دنیا و آخرت خود را فدای آن کنیم تا مصلحت حکومت و خودمان حفظ گردد، اگر جنابعالی گفتن و نوشتن را خلاف این مصالح می دانید من رسما" اعلام می کنم امروز سکوت خلاف همه آن مصالح است.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 1:14 |

بهشتی: عملکرد جناح مقابل را از ساعت دو بعدازظهر می‌دانستيم

در اکثر انتخابات دولت خود زمان رای گیری را تمدید می کرد که تعداد بیشتری در انتخابات شرکت کنند اما در این انتخابات مساله کاملاً تفاوت داشت

به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت ،دکتر سیدعلیرضا حسینی بهشتی فرزند شهید مظلوم بهشتی در گفتگویی بار دیگر به رازگشایی رخدادهای چند ماه اخیر پس از انتخابات پرداخته و می گوید : خبرگزاری های حامی دولت در ابتدای شب خبر پیروزی احمدی نژاد را روی خروجی خودشان قرار دادند حتی اطلاعاتی که ما داریم نشان دهنده آن است که روزنامه های حامی دولت پنجشنبه تیتر خود را انتخاب کرده بودندو در بعضی موارد مجبور شدند تیتر خودشان را برای آنکه مساله یی به دست رقیب اش نیفتد عوض کنند. معلوم بود روند انتخابات آنچنان که طبق قانون است طی نشود

اعتماد : دو ماهی که ایران از خرداد ماه پشت سر گذاشت بیش از 20 سالی که میرحسین موسوی سکوت کرده بود، خبر داشت؛ خبرهایی که امروز ثبت و ضبط و فردا در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار خواهد شد، درست بسان حوادث 20 سال پیش.

 میرحسین موسوی که آمد همه، همه چیز در او یافتند الا سخنی تازه. چون 20 سال جانب سکوت گزیده بود و وقتی این سکوت شکست، علاوه بر آن همه چیز، سخنی به قدمت یکصد سال دموکراسی خواهی از حنجره او به گوش ها رسید، برای همین منحنی اقبال جامعه از موسوی از روز اعلام نامزدی تا روز انتخابات چنان رشدی داشت که اگر همه چیز به روال عادی می گذشت شاید امروز جلوی نام میرحسین موسوی می نوشتیم؛ آقای رئیس جمهور.

 تا روز انتخابات مردم در جریان هستند اما از روز انتخابات به این طرف حجم و سرعت حوادث به گونه یی پیش رفت که بسیاری از اتفاقات مهم در خبرها و نظرها نیامد. از جمله این اخبار تکاپوی ستاد موسوی از روز رای گیری به این طرف است.

دکتر سیدعلیرضا حسینی بهشتی از مشاوران نزدیک موسوی در گفت وگو با «اعتماد» همه آنچه را که در ستاد اتفاق افتاده نمی گوید اما در لابه لای سخنانش به بیان آنچه ناگفته مانده، اشاره می کند. بهشتی از تدوین آنچه در انتخابات گذشته خبر می دهد؛ تدوین آنچه فصل مهمی از تاریخ این سرزمین نازنین است.

---

-شما از نزدیک ترین افراد به مهندس موسوی هستید. روز انتخابات در ستاد مرکزی چه خبر بود، میرحسین موسوی چه کاری انجام می داد؟

ستاد در روز انتخابات در قسمت های مختلف فعال بود اما مهم ترین قسمت ستاد کمیته صیانت از آرا بود که این قسمت سیستمی را راه اندازی کرده بود برای ارتباط آنلاین با ناظران صندوق ها؛ البته آن قسمت از ناظرانی که اجازه حضور پای صندوق ها را گرفته بودند. این مساله که مطرح می کنند مبنی بر حضور 40 هزار نماینده مهندس موسوی بر سر صندوق ها اندکی با واقعیت تفاوت دارد.

ما نزدیک به 40 هزار داوطلب داشتیم و برای آنها درخواست صدور کارت نظارت داده بودیم که از این تعداد 25 هزار نفر بیشتر نتوانستند به عنوان ناظر پای صندوق حضور داشته باشند. دوستان به مابقی افراد اجازه حضور ندادند و کارت نظارت شان را صادر نکردند. در عین حال از همان تعداد نیز عده زیادی زمان شمارش آرا از صندوق ها اخراج شدند. خیلی موانع درست کردند تا نظارت صورت نگیرد.

قبل از آن پیش بینی کردیم اس ام اس ها را قطع کنند و با آنکه وزارت ارتباطات به ما اطمینان داده بود مبنی بر قطع نشدن سیستم پیامک ها برای اطمینان بیشتر خطوط تلفنی نیز برای ستاد در نظر گرفته شد. شب انتخابات با قطع شدن سیستم پیامک ها قرار بود از خطوط تلفن استفاده کنیم که در روز انتخابات بیش از 300 خط تلفن ستاد صیانت از آرا را نیز قطع کردند. آقای موسوی هم نزدیک ستاد کمیته صیانت از آرا بودند که در جریان کار باشند.

-شما در جریان قطع شدن پیامک ها و بعد از آن تلفن های ستاد یا راه ندادن ناظران به صندوق ها با مراجع قانونی رایزنی داشتید؟

هم اعضای اصلی ستاد و هم مهندس موسوی در روز انتخابات و حتی قبل از آن رایزنی های زیادی برای حل مشکلات انجام دادند.

-با چه افراد یا مراجعی؟

با وزارت کشور که هم تماس گرفته شد افرادی نیز به عنوان نماینده ستاد به وزارت رفتند. با شورای نگهبان، قوه قضائیه و حتی بیت رهبری نیز رایزنی های زیادی انجام دادیم. هر کاری که می‌توانستیم انجام دادیم اما اراده یی مبنی بر حل اختلافات دیده نمی شد. در عین حال با همان اخباری که نمایندگان توانستند به ستاد برسانند یا مراجع رسمی خبر می دادند، نشان می داد اقبال خیلی گسترده یی درباره انتخابات وجود دارد و اکثر افرادی که می آمدند به عنوانی ابراز تمایل به سمت موسوی داشتند.

 نزدیک ساعت دو بعدازظهر بود که ما حس کردیم مساله دیگری مطرح است. تا آن زمان بیشترین دغدغه نبودن تعرفه انتخاباتی در شهرها بود که البته بعد از آن نیز این مساله ادامه پیدا کرد مانند شهرهای تبریز یا شیراز. البته مساله تمدید ساعت رای گیری نیز وجود داشت. در اکثر انتخابات دولت خود زمان رای گیری را تمدید می کرد که تعداد بیشتری در انتخابات شرکت کنند اما در این انتخابات مساله کاملاً تفاوت داشت؛ در بسیاری از حوزه ها بعد از ساعت 30/7 بعدازظهر دیگر اجازه دادن رای نمی دادند و این مساله بسیار عجیب بود.

-ساعت دو بعدازظهر چه اتفاقی افتاد؟

به نظر می رسید اساساً مساله شمارش آرای حقیقی منتفی شده است و بیشترین زوم روی شمارش کامپیوتری است که قرار بود به صورت آزمایشی مورد استفاده قرار بگیرد.

-بحثی مطرح شده است مبنی بر آنکه علی لاریجانی روز انتخابات به میرحسین موسوی تبریک گفته است، شما این گفته را تصدیق می کنید؟

من چنین امری را به خاطر ندارم اما از بعضی موسسات رسمی و بعضی خبرگزاری های رسمی بعدازظهر همان روز تماس گرفتند و تبریک گفتند. آنقدر اختلاف زیاد بود که به نظر نمی رسید حتی بین مهندس موسوی و احمدی نژاد رقابت به دور دوم کشیده شود.

-از طرف مقامات رسمی فردی تبریک گفت؟

الان حضور ذهن ندارم.

-چه شد مهندس موسوی ساعت 11 شب اعلام پیروزی بکنند؟ چون این اتفاق مورد انتقاد شدید جریان رقیب قرار گرفت.

خبرگزاری های حامی دولت در ابتدای شب خبر پیروزی احمدی نژاد را روی خروجی خودشان قرار دادند حتی اطلاعاتی که ما داریم نشان دهنده آن است که روزنامه های حامی دولت پنجشنبه تیتر خودشان را انتخاب کرده بودند و در بعضی موارد مجبور شدند تیتر خودشان را برای آنکه مساله یی به دست رقیب اش نیفتد عوض کنند. معلوم بود روند انتخابات آنچنان که طبق قانون است طی نشود. ما آماری داشتیم و همچنین تماس هایی که خبر از پیروزی موسوی در انتخابات می دادند و بر همین اساس میرحسین موسوی خبر پیروزی خود را اعلام کرد.

-در روز انتخابات شاهد پلمب شدن ستاد های انتخاباتی مهندس موسوی بودیم. در رایزنی هایی که انجام دادید علت کار را چطور توضیح دادند؟

یکی از مسائلی که بسیار مشکوک بود حمله ور شدن به ستاد های مهندس موسوی در روز انتخابات و پلمب بدون مجوز آنها بود. به عنوان مثال بعدازظهر همان روز ستاد قیطریه و بعد از آن ستاد مرکزی موسوی در میرهادی بدون حکم مشخصی پلمب شد. مراجع رسمی هم در این مورد هیچ دلیلی را بیان نکردند به این صورت که در بسیاری از موارد ارتباط و رایزنی ما یک طرفه بود؛ ما نامه می نوشتیم و گزارش می دادیم اما هیچ عملکرد مشخصی از جانب طرف مقابل صورت نمی گرفت. نه تنها کاری نمی کردند حتی گاه جوابی نیز نمی دادند.

-اعلام نتایج انتخابات از ساعت 12 شب شروع شد تا ساعت 9 و بعد از آن در یک سکوت خبری رفت تا ظهر شنبه. در این زمان وضعیت ستاد و مهندس موسوی چطور بود؟

ما آن روز تا ساعت پنج صبح بیدار بودیم. استراحت اندکی کردیم و دوباره به آن اخباری که منتشر می کردند گوش می دادیم چون داستان انتخابات و عملکرد جناح مقابل را از ساعت دو بعدازظهر می دانستیم به همین خاطر آنچنان از اخبار منتشر شده متعجب نبودیم اما از بعضی از حرف ها و گفته هایی که زودتر از زمان رسمی شورای نگهبان زده می شد غافلگیر شدیم.

-میرحسین موسوی روز شنبه بعد از اعلام نتایج انتخابات با توجه به آمارهایی که در دست داشت چه عملکردی را در پیش گرفت؟

ما کار خاصی نمی توانستیم انجام دهیم چرا که یکسری رابط داشتیم با موارد اخذ رای که بسیاری از آنها همان روز انتخابات دستگیر شدند. اعضای ستاد هم تا دو روز بعد از انتخابات همه به زندان افتادند و بنا به دلایل بی اساس آنها را در زندان نگه داشتند. روز شنبه بیشتر درگیر آن بودیم که چه کسی را دستگیر کردند، چرا آنجا را بستند و چراهای زیاد دیگری که مجبور بودیم به آنها رسیدگی کنیم.

-اما همان روز مردم معترض به خیابان آمدند و هزینه بسیاری هم دادند. تیم اولیه مهندس موسوی و خود ایشان آن روز کجا بودند، چه کاری انجام می دادند؟

ما آن روز جلساتی داشتیم چرا که برای مهندس موسوی اصل بوده و هست که کمترین هزینه یی نیز بر مردم وارد نشود به همین خاطر روز شنبه جلساتی بود که با یک برنامه ریزی دقیق و مشخص که مردم نیز در آن هزینه یی ندهند به نتیجه برسیم. از طرف دیگر مساله این بود که ما قصد براندازی نداشتیم و نداریم. در چارچوب نظام آمده و در انتخابات شرکت کرده بودیم. قصد این بود که اعتراضی خارج از ساختار رخ ندهد.

-طبیعتاً از انتخابات تا روز 25 خرداد یکسری غافلگیری اجتماعی داشتیم. برای راهپیمایی روز 25 خرداد آقای موسوی و آقای کروبی هر دو تقاضای مجوز کرده بودند و مجوز داده نشد اما مردم به خیابان آمدند. چنین راهپیمایی را با چنین عظمتی تصور می کردید؟

خیر، مطمئناً ما تصور نمی کردیم چنین جمعیتی به خیابان بیاید. همان طور که اشاره کردید مهندس موسوی و آقای کروبی هر دو تقاضای مجوز کرده بودند و تا ظهر همان روز معلوم نبود که مجوز صادر می شود یا نه. ظهر خبر رسید که مطمئناً مجوز صادر نمی شود. به دلیل آنکه ما هیچ رسانه یی نداشتیم تا به مردم این اتفاق را خبر دهیم و بگوییم برای ندادن هزینه به خیابان نیایید درخواست گفت وگو در صدا و سیما را داشتیم اما آنها اجازه ندادند به همین خاطر قرار بر این شد که آقایان موسوی و کروبی به راهپیمایی بیایند تا از شدت برخوردهای احتمالی نیروهای امنیتی با مردم کم شود. ما برای اعتراضات و راهپیمایی سه راه داشتیم؛ یک مساله برخوردهای خارج از ساختار و خشن از جانب مردم شکل بگیرد. راه دوم نیز چنین بود اما راه سوم یک اعتراض مسالمت آمیز مدنی بود که مردم در 25 خرداد چنین برخورد کردند و این همان خواست ما بود.

دیگر اینکه اعضای اصلی ستاد نیز به خیابان بیاییم و اگر مردم در جاهایی تجمع کرده بودند با آنها حرف بزنیم تا بروند اما وقتی با آن موج عظیم جمعیتی روبه رو شدیم خودمان نیز در کنار دیگران به جمعیت پیوستیم. چون راهپیمایی مجوز نگرفت هیچ انتظاماتی نیز در نظر نگرفته بودیم اما شاهد بودیم مردم بدون هیچ چالش و برخوردی توانستند در راهپیمایی مسالمت آمیز 25 خرداد حضور پیدا کنند. حتی تعداد اندکی از افراد که شعارهای خارج از ساختار می دادند توسط خود مردم کنترل می شدند. البته این اتفاقات آنچنان دور از ذهن نبود چرا که قبل از انتخابات در خیابان های اصلی شهر که دو دسته طرفداران مهندس موسوی و احمدی نژاد جلوی یکدیگر قرار می گرفتند بدون هیچ برخورد خشنی به طرفداری از کاندیدای مورد نظر خود مشغول بودند. من همان زمان به یکی از دوستان در روزنامه کلمه سبز گفتم اگر این مساله در اوایل انتخابات بود حتماً درگیری های خونینی شکل می گرفت. این مساله نشان داد مردم به سطح بالایی از فهم و شعور سیاسی رسیده اند و اگر برخوردهای تندی بعد از انتخابات شکل گرفت به خاطر اشتباه مردم یا اعتراضات نبود.

-با توجه به حضور پرشور مردم در راهپیمایی 25 خرداد به نظر می رسید باید روش ها و نوع نگاه حاکم بر انتخابات از طرف جریان حاکم عوض شود اما چنین اتفاقی رخ نداد، برای این خواست مردم که آنچنان ابراز کردند شما کاری انجام دادید؟

ما پیگیری های زیادی کردیم. جلسات زیادی با مراجع مختلف قانونی انجام دادیم که یک تجدید نظر کلی نسبت به انتخابات شکل بگیرد چراکه خواست مردم نه تغییر نظام بود و نه تغییر ساختارهای کلی قدرت، بلکه تنها خواست شان تغییر نهاد اجرایی نظام یعنی دولت بود. البته جریان حاکم از این خواست برداشت اشتباهی داشت چرا که از دید آنان این جریان یک جریان برانداز بود که به دنبال تغییر نظام است. این نوع تحلیل در گفتارها و برخوردهایشان نمود داشت اما خواست مردم این نبود. این اشتباه تحلیلی باعث شد معضلاتی پیش بیاید که برای آینده نظام نیز خطرآفرین است. تصور می شد از ابزارهای قانونی بتوانیم به خواست مردم جامه عمل بپوشانیم اما چنین نشد. البته ما به شورای نگهبان که قبل از انتخابات بسیاری از اعضایش موضع گیری رسمی به نفع احمدی نژاد کرده بودند امیدی نداشتیم.

-شنیده می شد آقای موسوی گفته بودند اگر انتخابات باطل شود در دور بعدی انتخابات به عنوان کاندیدا حضور پیدا نمی کنند، این مساله حقیقت داشت؟

مساله یی که مطرح بود مشکل شخصی بعضی افراد با آقای موسوی بود، به همین خاطر آقای موسوی گفتند شما انتخابات را دوباره برگزار کنید و اگر مشکل شما با شخص من است من در این دور انتخابات کاندیدا نخواهم شد.

-سه روز بعد از انتخابات نمایندگان کاندیداها با مقام رهبری دیدار کردند، چه اتفاقاتی در آن جلسه رخ داد؟

آن چیزی که منتشر شد صحبت های مقام رهبری بود و صحبت های نمایندگان کاندیداها پخش نشد. در آن جلسه نمایندگان سه کاندیدای معترض هر سه به انتخابات اعتراضات جدی داشتند و خواستار ابطال آن بودند و نمونه های تخلفات و تقلبات مطرح شده را نیز بیان کردند؛ خواسته های نمایندگان مطرح شد.

-صحبت های مقام رهبری در آن دیدار بسیار امیدوارکننده بود. برخوردهای امنیتی با راهپیمایی بعدی نیز نوید از یک حرکت مسالمت آمیز می داد. چه اتفاقی افتاد که در روز جمعه آن اتفاقات رخ داد و بعد از آن شنبه برخوردها به شدت افزایش یافت و هزینه های مردمی بسیار گسترده تر شد؟

همان طور که اشاره کردم برداشت از اعتراضات مردمی نادرست بود. مردم به نظام اعتراضی نداشتند، تنها به انتخاباتی که درون نظامی نیز بود، اعتراض می کردند. آنها خواستار براندازی نبودند، نه مردم بلکه مطمئناً کاندیداهایی که در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران شرکت کرده بودند خواستار براندازی نبودند. اما برداشت درست در تضاد با این واقعیت بود. برداشت جناح حاکم و القای آنان به دیگران این بود که مردم می خواهند نظام را به سمت براندازی ببرند و خواست ساختارشکنی است، به همین خاطر در آن شنبه چنین رخ داد و برخوردها به شدت امنیتی تر از گذشته شد.

-در این مدت نامی از آقای هاشمی در میان نبود، آیا مهندس موسوی با آقای هاشمی دیداری انجام داد؟

نه، چراکه مساله، مساله کاندیداها بود نه مساله آقای هاشمی و حتی آقای خاتمی، چراکه مساله در راستای انتخابات دیده می شد و دلیلی نداشت این دو بزرگوار بخواهند خود را درگیر کنند.

-اما از یک زمانی به بعد ما شاهد بودیم این افراد نیز وارد اعتراضات شدند.

بله از زمانی که برخوردهای امنیتی شدت یافت و مساله آینده نظام مطرح شد، آقای هاشمی به عنوان یکی از پشتوانه های نظام و آقای خاتمی وارد میدان شدند. نوع برخوردی که با مردم شده بود، بسیار ناپسند بود. برخوردهایی که ما نمی خواستیم شاهد آن باشیم که متاسفانه رخ داد. ما نیز می دانستیم اگر فضا امنیتی تر بشود جایی برای روش های مدنی نخواهد ماند.

-هر سال به واسطه تبلیغات مراسم هفتم تیر به شکل رسمی برگزار می شد اما امسال ما شاهد بودیم در مراسم مسجد قبا ازدحام جمعیت تا شریعتی نیز رسید. علت این امر را چه می دانید؟

البته ما هر سال خودمان نیز مراسمی برگزار می کردیم. در این مراسم مهندس موسوی حضور پیدا می کردند اما مطمئناً ازدحام جمعیت امسال بسیار بیشتر بود. ما به هیچ وجه انتظار چنین جمعیتی را نداشتیم به همین خاطر مراسمی که قرار بود برگزار شود، تنها در داخل مسجد خلاصه می شد اما با آمدن این میزان جمعیت نتوانستیم مراسم را به صورت کامل برگزار کنیم. آقای کروبی در این مراسم حضور داشتند، آقای موسوی هم قرار بود بیایند که نتوانستند از خیابان ها رد شوند البته مساله دو دلیل داشت؛ یکی از آنها به خاطر ازدحام جمعیت بود و دیگری به خاطر مانع شدن بعضی از ماموران امنیتی. در این مراسم تنها کاری که توانستم بکنم گرفتن یک بلندگوی دستی از پلیس بود تا به مردم اطلاع بدهم مهندس موسوی نمی توانند در مراسم حضور پیدا کنند.

-قبل از مراسم از مراکز امنیتی با شما تماسی گرفتند؟

بله مراکز امنیتی بعد از تعطیل کردن روزنامه کلمه سبز با ما بسیار نزدیک شده بودند. به همین خاطر هرچند روز یک بار تماس می گرفتند. قبل از برگزاری مراسم در مسجد قبا همچنین تماسی گرفتند و گفتند مواظب جمعیت و اعتراضات آنها باشید. مراسم مسجد قبا تا انتها درگیر خشونت نشد. متاسفانه در انتهای مراسم با حرکت مردم به سمت خیابان شریعتی برخوردها خشن شد.

-روزنامه کلمه سبز به چه دلیلی بسته شد؟

از روزنامه با من تماس گرفتند و گفتند نیروهای امنیتی به داخل روزنامه آمده اند و تحریریه را در اتاق ها حبس کرده اند به سرعت خودم را به روزنامه رساندم. نوع برخورد نیروهای امنیتی مانند برخورد با یک خانه تیمی منافقین بود. همه جا را می گشتند. وقتی علت کارشان را پرسیدم گفتند در تظاهرات هفت تیر چند نفر به این ساختمان پناه آورده اند و در پشت بام نیز عده یی دیگر مشغول عکاسی بودند. بعدها فهمیدم گفته آنها واقعیت نداشت اما اگر هم واقعیت داشت در یک روزنامه و یک نهاد خبری از اتفاقات مهم عکس می گیرند. اگر خبرنگاری از چنین اتفاقی عکس نگیرد باید پرسید آن عکاس کجا بوده که عکس نگرفته؟ عکس گرفتن از یک تظاهرات چه مشکلی دارد. در همان جا مسوول یکی از تیم های امنیتی که آمده بود برگه یی را آورد که آن را امضا کنم. در آن برگه نوشته بود در ستاد مخفی تعدادی سی دی خلاف پیدا کرده و تعدادی دختر و پسر را دستگیر کردیم. من برگه را امضا نکردم، گفتم کی اینجا چنین اتفاقاتی رخ داده است؟ در عین حال آن چند روز روزنامه تعطیل بود و روزنامه نگاران آمده بودند حقوق شان را بگیرند.

-اعضای تحریریه چند روز در بازداشت ماندند؟

زمانش فرق می کرد بعضی از دوستان تا 16 روز در بازداشت بودند.

-حضور مهندس موسوی در نماز جمعه چطور رخ داد؟ آیا این اتفاق با هماهنگی هاشمی بود؟

بله با هماهنگی آقای هاشمی این اتفاق رخ داد. آقای هاشمی خواسته بودند آقای موسوی و آقای کروبی در نماز جمعه حضور یابند و چنین شد البته آقای موسوی بسیار شک داشتند برای حضور در نماز جمعه در عین حالی که نیروهای امنیتی می خواستند مانع حضور ایشان شوند خودشان نیز نمی خواستند جو ملتهب شود اما ایشان آمدند و واکنش های مردمی بسیار مثبت بود.

-احتمال دستگیری مهندس موسوی یا نزدیکان ایشان وجود دارد؟

خیر فکر نمی کنم چنین کاری بکنند که منجر به ملتهب شدن دوباره فضا شود.

-اگر بخواهند شما را دستگیر کنند، شما چنین آمادگی دارید؟

هم من و هم تمام اعضای خانواده ام آمادگی چنین اتفاقی را داریم.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 1:28 |